همه چیز درباره کانادا

تجربه خواندنی مهاجرت کاری به کانادا به عنوان مهندس نرم افزار

اینجا تجربه های واقعی و قوانین مهاجرتی که به شما کمک می کنه تا دید واقعی تری به مهاجرت پیدا کنید رو گردآوری کردیم. این مطلب بطور قطع آگاهی شما رو بالا می بره اما یادتون باشه موقعی که تصمیم نهایی رو گرفتید، برای ادامه مسیر نیاز به کمک بیشتری دارید تا تجربه منحصر بفرد خودتون رو بسازید.

سال ۲۰۱۴ از طریق اسکیل ورکر( skill worker) به کانادا مهاجرت کردم و الان حدود ۸ ساله که در رشته IT در شرکت های مختلف مشغول به کار هستم. هرآنچه این سال ها تجربه کردم رو با شمایی که قصد مهاجرت کاری به کانادا به عنوان یک مهندس نرم افزار دارید، درمیون می ذارم. پس با این مقاله از مجله استارت ویزا همراه باشید.

این ویدیو رو از دست ندید. دوستمون که در کانادا متخصص سیستم‌های پرداخت الکترونیک و کارت بانکی هستند قراره که برامون از تجربه مهاجرتش به تورنتو از طریق نیروی کار ماهر فدرال بگه و به سوالات شما پاسخ بده.

 

چی شد و چرا تصمیم به مهاجرت کاری به کانادا گرفتی؟

من سال ۱۳۸۹ استارت پروسه مهاجرت رو زدم. در شرکت معروفی کار می کردم به نام Info tech که کارفرمای من خودش از مشوقین اصلی مهاجرت نیروهای خوب، توانمند و قوی بود و در تک تک مراحل، خودش از این حرکت پشتیبانی می کرد. از طرفی چون جو شرکت حالتی بود که مسئله ی مهاجرت رو داشت و شرکت هم طوری بود که نماینده انحصاری شرکت اینجنیکوی(Ingenico) فرانسه بود، با شرکت های اروپایی در ارتباط بودیم. به همین دلیل جو یه طوری بود که همه رو به مهاجرت تشویق می کرد و منم به واسطه ی تشویق هایی که کارفرمام و سایر دوستام داشتن، وارد این پروسه شدم.

در اون زمان دوتا گزینه جلوی پای من بود، یکی استرالیا و یکی کانادا، اروپا رو یه بار بعد فارغ التحصیلیم در سال ۸۳ براش اقدام کردم که به دلایل مختلف مقدور نشد.در هردو گزینه امتیازام در یه سطح بود ولی چون من خودم هوای سرد رو دوست دارم و استرالیا نسبت به کانادا گرم تر هست، میشه گفت یکی از دلایلم برای انتخاب کانادا این بود.

یکی دیگه نزدیکی کانادا به آمریکا و استفاده از بازار آمریکا بود که وقتی مهاجرت کردم این قصه رو بیشتر و بهتر متوجه شدم که چقدر اقتصاد کانادا به آمریکا وابسته ست و یه جورایی آمریکا و کانادا عملا خیلی اوقات با هم هیچ فرقی نمی کنند، حتی در سیاست های اقتصادی و سیاست های مالی که دارن، بهم خیلی نزدیک هستن.

در نهایت تصمیمم برای مهاجرت، کانادا شد.در اون زمان یه برنامه ای بود به اسم فدرال اسکیل ورکر(Federal Skill Worker) یا مهاجرت نیروی متخصص، ۳۸ الویت رشته ای بود و من از آپشن مدیر آی تی استفاده کردم، اون زمان یه امکانی برای مدیران آی تی بود که می تونستن اقدام کنن که الان اون برنامه با اکسپرس اینتری عوض شده. یه برنامه ی امتیاز بندی داشت که شما باید حداقل ۶۷ امتیاز می گرفتید که می تونستید وارد اون سلکشن (Selection) شید. من امتیازم به این عدد رسید، اقدام کردم، یه مدت زمانی طول کشید.

درواقع مهاجرت من فراز و نشیب زیادی داشت، مثلا یکی از مواردی که داشت این بود که من از دولت کانادا قبل از اینکه وارد خاک کانادا بشم، به دادگاه عالی کانادا شکایت کردم و در نهایت ۶۷ امتیاز من به ۷۰ امتیاز تبدیل شد و من تونستم ویزای مهاجرت کانادا رو بگیرم و در سال ۲۰۱۴ به تورنتوی کانادا سفر کردم.

چرا کانادا کشور خوبی برای مهاجرت در حوزه IT است؟

چرا کانادا کشور خوبی برای مهاجرت در حوزه IT است؟

همون طور که گفتم، فکر می کنم مهم ترین پارامتری که کانادا داره، نزدیکیش به آمریکاس، این که خیلی از شرکت های آمریکایی تقریبا میشه گفت تفاوتی بین خودشون و کانادا احساس نمی کنن مثلا من خودم شرکتی که در حال حاضر در اون مشغول به کار هستم، شرکت توی آمریکاست منتها یکی از مدیرانش رو از شهر تورنتو انتخاب کرده.

یه جورایی درسته که کانادا رو آمریکا نمی دونن ولی کانادا رو به نسبت بقیه ی کشور ها خیلی نزدیک تر به خودشون می دونن. برای مثال یک پیمان اقتصادی مثل NAFTA، بین سه کشور آمریکا، مکزیک و کانادا بود و این مشخص کننده ی این قصه هست که منطقه ی آمریکای شمالی چقدر برای خود آمریکا مهم هست.

شما در نظر بگیرید در کانادا با یک جمعیت ۳۶ میلیونی طرف هستید منتها بازار بزرگتر که آمریکا باشه، بالای ۳۰۰ میلیون نفر جمعیت داره و شانس پیدا کردن کار، شانس پیدا کردن زمینه ی تخصصی مورد نظر یا مورد علاقتون توی آمریکا خیلی بیشتر از کانادا، به نسبت کشور های دیگه هست. مشخصا اون ها از هندوستان، از اروپا و حتی از استرالیا هم نیرو جذب می کنن منتها وقتی طرف چند تا گزینه داشته باشه و از آمریکا نخواد یا نیروی مورد نظرشو نتونه پیدا کنه، گزینه ی بعدیش معمولا کاناداست، بعدا به بقیه ی جاهای دنیا نگاه می کنه.

نظام های مالیاتیشون خیلی بهم شبیه هست، حتی با همدیگه قرارداد های مالیاتی دارن به طوریکه شما در یه کشور مالیات پرداخت کنید در اون یکی کشور مجبور نیستید دوباره مالیات پرداخت کنید، صرفا مدارکتون رو ارائه میدید که مثلا من مالیاتم رو در کانادا یا آمریکا پرداخت کردم. از طرفی نه فقط در حوزه آی تی، من در حوزه های دیگه هم دیدم که مثلا طرف ۵ روز هفته که کار میخواد کنه ایالت نیویورک میره، آخر هفته به استان آنتاریو برمیگرده، یعنی نزدیکیه این دوتا کشور خیلی دست و بال آدم رو برای پیدا کردن اون شغلی که مورد نظرشه، باز می کنه.

آیا بدون مدرک تحصیلی مرتبط هم می شه برای ویزای کار کانادا اقدام کرد؟

بله. من خودم تا الان چهار محل کار که عوض کردم، فقط در مرحله ی آخرش از من مدرک تحصیلی خواستن و پرسیدن آیا تحصیلاتتون در زمینه ی آی تی هست یا نه و آدمای خیلی زیادی دیدم که اصلا فیلد کاریشون کامپیوتر و یا آی تی نبوده، منتها طرف بخاطر علاقش به برنامه نویسی، کار شبکه و مسائل امنیتی و سکوریتی مشغول به کار شده.

طبیعتا داشتن یک مدرک مرتبط کمک میکنه و جزو پوینت های مثبت حساب میشه منتها اصلا اینطور نیست که بگن چون شما رشته ت مهندسی برق بوده، دیگه نمی تونید اقدام کنید یا مثلا شما رو کنار میذاریم، واسه کارفرما فقط این مهمه که شما بتونی کارشو راه بندازی، بقیه ی مسائل میره در اولویتای دوم و سوم. همین طور در مورد نوع دانشگاه، من خودم فارغ التحصیل دانشگاه آزاد هستم و معدلم هم خیلی خوب نیست که بتونم بهش افتخار کنم منتها دفعه اول که از من مدرک تحصیلیمو خواستن، نگران شدم که بخاطر معدل پایینم چیکار کنم ولی اصلا اهمیتی به این ماجرا ندادن و گفتن فقط جزو فرمالیته هست که ما آخرین مدرک تحصیلیتو داشته باشیم و با معدلت کاری نداریم.

چه تکنولوژی هایی در کانادا پر اهمیت هست و به وسیله اون می تونن راحت تر جاب آفر (Job Offer) بگیرن؟

تقریبا تا چند سال پیش بحث معماری مثل( SOA) خیلی مطرح بود و شرکت های بزرگ و خوب روی اون معماری داشتن کار می کردن. الان دو سه سالی هست که مبحث مایکروسرویس خیلی فعال شده و روی بورس اومده. مثلا شما سرویس هایی که اجرا می کنید تقریبا الان میشه گفت بالای  ۹۰ درصدشون سرویس های کلودبیس (Cloud Base) هستش، بنابراین آشنایی با کلود خیلی خیلی مهمه، یه جاهایی از شما انتظار میره که خودتون بتونید کارتون رو راه بندازید، مثلا کانتینراتونو (container) بتونید مدیریت کنید، کوبرنیتیس(Kubernetes) به اندازه کافی بلد باشید که بتونید این پاد هایی که تشکیل میشه و اون کانتینرایی که روی داکر(Docker) وجود داره رو مدیریت کنید. بازم البته بستگی به شرکتش داره، یه شرکتی ممکنه یه دپارتمان مخصوص این قصه داشته باشه، یه شرکت کوچیکتر انتظار دارن که خودتون بتونید گلیمتون رو از آب بیرون بکشید.

در مورد تکنولوژی های برنامه نویسی، تقریبا همه ی تکنولوژی های برنامه نویسی در اینجا خواهان خودشو داره. در این اواخر یه مقداری PHB زمینه کاریش کم شده، گولنگ(Golang) خیلی داره گل میکنه و روز به روز بهتر میشه، روبی آن ریلز(Ruby On Rails) برای مخصوصا استارت آپ ها خیلی عالیه به دلیل اینکه خیلی سریع میشه باهاش اپلیکیشنا رو نوشت و به نتیجه رسوند، پایتون(Python) هم هست که الان اینجا خیلی مطرح هست.

در زمینه ی فرایتند هم، سلطان بلامنازع مارکت، ری اکت هست. در مورد برنامه نویسی موبایل هم بخوام خدمتتون بگم، برای موبایل دیولوپر ها (Mobile Developer) بلد بودن ری اکت نیتیو (React Native) یک امتیاز بسیار بزرگ محسوب میشه. خیلی جاها وقتی شما مثلا برای موبایل دیولوپر می خواین اپلای کنید، حتما ازتون می پرسن که شما ری اکت نیتیو بلد هستید یا نه؟

ببینید ۶۸.۸ درصد شرکت هایی که در کانادا هستن شرکت های کوچیکن که چند نفر دور هم تونستن یه سرمایه ای جذب کنن و محصولشونو به کشور ارائه بدن و زیر ۱۰۰ نفر نیرو دارن و بیش از ۹۹ درصد شرکت ها در آمریکا، شرکت های کوچیک هستن و ۴۷ درصد مردم آمریکا مشغول کار در این شرکت های کوچیک هستن، بنابراین اگر شما تجربیاتتون رو در فیلدهای مختلف آی تی خصوصا اون چیزهایی که مربوط به مایکروسرویس و یا کلود کامپیوتی میشه بالا ببرید، خیلی برای پیدا کردن کار، کمک کننده هست. چرا که این شرکت ها دنبال آدمی هستن که آچار فرانسه باشه، به عبارتی دنبال کسی هستن که مثلا بتونه نیاز کلود و سکوریتی هم برطرف کنه و Programmer هم باشه. این جور افراد رو خیلی راحت تر جذب می کنن تا اینکه یه نفر فقط برنامه نویس حرفه ای پایتون باشه.

توصیه ای برای افراد استارت آپی

چرا حاضر نیستی برای شرکت های بزرگ کار کنی؟ و چه توصیه ای برای افراد استارت آپی داری؟

من با شرایط مشابه الان که در حال حاضر دارم کار می کنم، حاضر نیستم برای شرکت بزرگ تر کار کنم مثلا اگر شرکت IBM یه آفری مشابه شرایطی که الان در شرکتی که مشغول هستم بهم بده خوب انتخاب من مسلما یک شرکت استارت آپی و کوچیک هستش ولی خوب اگه یه آفری باشه که یه جامپ خیلی بزرگی در حقوق شما اتفاق بیفته، در اون صورت اون پیشنهاد ارزش فکر کردن رو داره.

شرکت های بزرگ مثل همون سازمان های دولتی در ایران هست، درگیر بروکراسی (Bureaucracy) و درگیر پروسس (Process) هستن. خیلی وقتا میخواید یه خرید کوچیک کنید یا یه بودجه ای رو برای اجرایی کردن یه پروژه ای بگیرید، در شرکت های بزرگ لازمه ی اون برگزاری جلسات متعدد، راضی کردن آدمای مختلف و توجیه مدیران مختلف برای این مسئله هست که چرا ما می خوایم این کارو انجام بدیم اما در یک شرکت استارت آپ شما نهایتا با مدیر بالای سرت یا اون تیم SLT( Senior Leader Team ship) بحث می کنید، شما دلایلتونو می گید و بعد اون ها دلایلشونو میگن و در نهایت تصمیم ظرف یکی دو ساعت جمع و جور میشه، درگیر پروسه های فرسایشی این چنینی نمیشید.

یه مسئله دیگه ای که داره، وقتی که شما در یک شرکت استارت آپی مشغول به کار میشید شانس اینو دارید که تاثیرگذار باشید. یه ضرب المثلی داریم که میگن دوست داری دم شیر باشی یا کله ی مورچه؟ دقیقا تفاوت مثل همینه، شما ترجیح میدید که یه جزء کوچیک و کم اهمیت از یک موجود بزرگ و قوی باشید یا جزء مهم و اصلی از یه موجود کوچیک و ضعیف؟ و این انتخاب افراده، خیلیا دوست دارن در شرکت های بزرگ تر کار کنن بخاطر اینکه رزومه شون قوی تر میشه یا بهشون حس بهتری رو میده، منتها در شرکت های استارت آپ همان طور که گفتم من می تونستم در تعریف اون فرآیند ها و پروسس هاشون تاثیرگذار باشم.

مثلا من شرکتی رفتم که سیستم تست نداشتن و من اونجا تونستم سیستم تست رو از پایه پیاده سازی کنم، بعدا وقتی یه شرکت دیگه ای خواستم برم و جابه جا بشم، از من پرسیدن که دستاوردات چیه یا در مورد یکی از پروژه هات که موفق بودن صحبت کن، خیلی راحت تونستم به یه چیزی استناد کنم. در یک شرکت بزرگ شما می تونید بگید که در یک پروژه ی بزرگ دارم کار می کنم مثلا در شرکت اپل روی پرفورمنس سیری کار می کردم منتها دستاورد بدست اوردن در یک پروژه ی بزرگ که شاید صدها مهندس درگیرش باشن، خیلی سخت تره و شما در واقع باید خیلی شاخص باشید که نشون دهنده ی یه دستاورد خاص برای خود شما باشه در مقایسه با یه شرکت کوچیکتر که راحت تر می تونید توانایی خودتون برای مدیریت رو نشون بدید.

اثبات این که یک آدمی هستید که می تونید فکر کنید و فکرتون رو می تونید اجرایی کنید و این اجرایی که انجام میدید به نتیجه میرسه، در یک شرکت کوچیکتر راحت تر قابل پیاده سازی و بعدا قابل اثبات و قابل باور برای کارفرمای بعدیتون خواهد بود. به هرحال قرار نیست که وقتی وارد یه شرکتی میشیم تا آخر عمر برای اون شرکت کار کنیم، به خصوص در فیلد آی تی افراد وقتی وارد میشن، دو سه سال کار میکنن و بعد زمینه کاری و شرکتشونو عوض می کنن که تجربیات جدید بدست بیارن و دامنه ی نت ورکشونو گسترش بدن. بنابراین اینکه شما یه چیزی در کارنامه کاریتون داشته باشید برای پیدا کردن کارهای بعدی خیلی کمک میکنه.

با اینکه امتیاز رزومم۸۰ هست ولی بخاطر اینکه در کانادا نبودم برای جاب آفر ریجکت شدم، چیکار کنم؟

یکی از مسائلی که درباره کشور کانادا وجود داره اینه که هنوز به اون نقطه ای مثل اروپا نرسیده که بیاد و افراد رو حمایت کنه. من خیلی داستان های موفقیت اینطوری رو میشنوم که حتی هزینه ی ری لوکیشن میدن به طوری که شما یه مدتی به هزینه اون شرکت اقامت داشته باشید و یه نفر کمکتون کنه که خونه بگیرید.

کانادا یه جورایی بین آمریکا و اروپاست. یه سری چیزهایی که یه مملکت کاپیتالیستی مثل آمریکا هست رو داره و از اون طرف یه سری از اون امکانات حمایت های دولتی سیستم های اروپایی این چنینی هم داره. هنوز در کانادا عرصه اون قدر تنگ نشده که بخواد اسپانسر بشه و یکی رو که خارج از خاک کانادا هست رو به کانادا بیاره تا براشون کار کنه، نمیگم نشدنیه ولی من تا به حال موردی ندیدم. از طرفی بخاطر تحریم ها اگه یه علامت سوال کوچیک که این فردی که این شرکت انتخاب کرده کیه و بر اساس چی سلکت شده و یا نکنه چون از ایران هست یه تهدیدی برای ما باشه و …، ممکنه که باعث بشه اون شرکت در کانادا دیگه نتونه با آمریکا همکاری داشته باشه، در حالیکه جمعیت کانادا ۳۶ میلیون نفره و در صورت همکاری با آمریکا، انگار با یه بازار کار بالای ۳۰۰ میلیون نفر طرف هست که خوب خیلی جذاب تر هست. در کل من تا به حال نشنیدم که کسی تونسته باشه از طریق جاب آفر به کانادا اومده باشه.

بهترین روشی که برای مهاجرت به کانادا پیشنهاد می کنید چیه؟

بهترین روش اکسپرس اینتری(Express Entery) هست. داوطلبان حتما به سایتش مراجعه کنن ولی با توجه به کلیاتی که در دوره ی قبل کرونا من میدونم: مدرک فوق لیسانس، آیلتس ۷ و اگر بتونید در کنار زبان انگلیسی، فرانسه رو هم داشته باشید کمک خیلی بزرگی در کنار سایر امتیازات سن و فیلدهای کاری که هست بهتون می کنه. تا جایی که من اطلاع دارم سیستمش اینطوری بود که ماهانه یه تعدادی از اپلیکنت ها رو (Applicant) برحسب اون امتیازی که بود میاوردن، آخرین سلکشنی که داشتن حداقل امتیاز ۴۷۰ بود اما الان در دوران شیوع کووید۱۹ هیچ اطلاعی ندارم و بهترین مرجعش سایت CIC هست که این اطلاعات رو می تونید درونش پیدا کنید.

آیا کالج های برنامه نویسی کانادا رو برای مهاجرت برنامه نویس مید لول توصیه می کنید؟

آره. یه جورایی شاید راحت ترین راه ورود به کانادا، از لحاظ گرفتن ویزا و طی کردن مراحل قانونیش، اینه که شما به صورت تحصیلی بیاید. شما وقتی که مثلا از طریق کالج یا از طریق دانشگاه اقدام می کنید چند تا نکته ی مثبت داره: اول اینکه گرفتن ویزای تحصیلی خیلی راحت تر از گرفتن ویزای مهاجرتی یا پی آر و یا حتی اجازه کار (Open Work Permit) هست‌.

مسئله ی دیگه ای که داره، اگه شما زوج باشید، نفر اول که اقامت تحصیلی می گیره، نفر دوم می تونه اقدام کنه برای گرفتن ویزای کاری چون می گن خوب یه نفر دانشجو داره میاد، یه نفر دیگه هم داره باهاش میاد که این آدم حق داره فول تایم اینجا کار کنه. مزیت دیگر ویزای تحصیلی اینه که وقتی شما می خواید واسه شرکتی در کانادا کار کنید، اسم دانشگاه برای کارفرما آشناست و میشناسه اما اگر تحصیل کرده ی ایران باشید هیچ اطلاعی از دانشگاه نداره و واسش محسوس نیست. بنابراین تحصیل در کانادا شانس شما رو بعدا برای اینکه می خواید کار پیدا کنید هم خیلی بالاتر می بره.

توصیه ای برای افراد استارت آپی

چند مثال از کالج های برنامه نویسی بزنید؟ و اینکه دوره شون چقدطول می کشه؟

اکثر کالج ها کورس های آی تی(IT) و برنامه نویسی(Programming) دارن. یه نکته ی جالب اینه که در آمریکای شمالی خروجی دانشگاه ها به اندازه ی نیازی که بازار کار داره هنوز نیست. به طوری که تمام کسانی که فارغ التحصیل می شن اگر برن سر کار، هنوز جای خالی برای استخدام نیروی کاری آی تی خصوصا برنامه نویسی وجود داره. بنابراین چون جذابیت داره و کالج ها هم می دونن که افراد به این قضیه تمایل دارن، این برنامه رو جزو پلن کاری شون می ذارن. از کالج هایی که معروف هستن و خودم شنیدم کالج سنکا، کالج جورج براون، کالج سنتنیال و … رو می تونم نام ببرم.

همچنین از دانشگاه ها: دانشگاه واترلو که خیلی معروف و معتبره و برنامه نویس هاش جزو بهترین برنامه نویس هایی بودن که من تا به حال باهاشون مصاحبه کردم. افراد خیلی با استعدادی هستن. دانشگاه تورنتو، دانشگاه یورک و … تک تک این ها رو می تونید برنامه هاشون رو نگاه کنید، چون بعضی از این کالج یا دانشگاه ها این طوری نیست که رشته برنامه نویسی برای لیسانس داشته باشه، یه دوره ی ۱۸ ماهه کورس میذارن و در آخر مدرک برنامه نویسی برای مثال دانشگاه تورنتو رو بهتون میدن. در واقع شما دانشجوی لیسانس برنامه نویسی اون دانشگاه نیستی اما مدرکی که بهت میدن از طرف یه دانشگاه معروف و معتبر صادر می شه.

طول دورi بستگی داره. من از شش ماه تا یک سال و نیم، دو سال شنیدم که طول کشیده. تنها نکته ای که باید خیلی دقت کنید اینه که حتما با کالج مورد نظرتون چک کنید که بعد از اتمام دوره بهتون ویزای ورک پرمیت(Work Permit) رو بده تا مجبور نباشین به کشور خودتون برگردید. این موضوع بستگی به نوع رشته و کالج داره.

آیا کالج ها فاند دارند؟

شاید برای فوق لیسانس باشه ولی یه چیزی رو راحت بهتون بگم: برخلاف اروپا، در آمریکای شمالی دانشگاه و کالج یک بیزینس محسوب می شه. همون طور که می دونید شهریه ی دانشجوی بین المللی دو تا سه برابر دانشجوی بومی هست و بخش عمده ی درآمد دانشگاه ها و کالج ها از همین شهریه هایی که می گیرن تامین می شه. بنابراین همه ی هزینه های دانشگاه به عهده ی خود فرد هست.

در آخر چند توصیه برای افرادی دارم که می خوان اپلای کنن، ببینید شما وقتی اپلای می کنید در واقع وارد یه دنیای جدیدی می شید و این خیلی متفاوته از اون یه هفته ده روزی که شما مسافرت میرید و همه چیز براتون جذابه. شما قراره این جا زندگی کنید و برای شما آگاهی و دانایی خیلی مهمه و این آگاهی و دانایی میسر نمیشه مگر با سرچ و تحقیق کردن. بنابراین از زمانی که در ایران هستید شروع کنید به زبان مقصد تحقیق کنید و ذهنتون رو باز کنید و منعطف باشید. مسئله ی مهم دیگه زبان هست، حتما انواع پادکست ها با لهجه های متفاوت رو گوش کنید. به لحاظ اینکه هرچقدر آماده تر بیاید، هزینه ی مالی و حتی روحی روانی که در کشور مقصد پرداخت می کنید به مراتب پایین تر خواهد بود.

اگر شما مهندس نرم افزار عزیز هم سوالی به غیر از مطالب عنوان شده داری، حتما تو کامنت سوالت رو برامون بنویس تا در کمترین زمان با توجه به تجربیات  واقعی پاسخ بدیم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا