همه چیز درباره کانادا

تفاوت درس خواندن در کانادا با ایران از زبان یک ایرانی!

اینجا تجربه های واقعی و قوانین مهاجرتی که به شما کمک می کنه تا دید واقعی تری به مهاجرت پیدا کنید رو گردآوری کردیم. این مطلب بطور قطع آگاهی شما رو بالا می بره اما یادتون باشه موقعی که تصمیم نهایی رو گرفتید، برای ادامه مسیر نیاز به کمک بیشتری دارید تا تجربه منحصر بفرد خودتون رو بسازید.

در این مقاله استارت ویزا میخوام به یه سری از فرق های درس خوندن در کانادا با ایران اشاره کنم. به شخصه قبل اپلای و مهاجرت به کانادا، این موارد برای خودم هم سوال بود. وقتی اومدم کانادا دیدم یه سری از این تفاو‌ت‌ها مطابق انتظاراتم بود و یه سری از شرایط‌ها بر خلاف انتظارم بود و با اون شرایطی که فکر میکردم فرق میکرد. در ادامه براتون توضییح میدم که کلا نحوه ی درس خوندن و پاس کردن یه درس تو کانادا چجوریه و چه تفاوت هایی با ایران داره.

دیدن این ویدیو رو از دست ندین! تفاون کامل درس خواندت در کانادا و ایران رو تو این ویدیو براتون توضیح دادیم!

 

تفاوت سیستم نمره‌دهی در دانشگاه‌های ایران با کانادا

من دانشجوی دکترای دانشگاه مک مستر کانادا هستم. اولین نکته‌ای که میخوام راجع به تفاوت درس خوندن در ایران و کانادا بگم و خیلی هم بارزه سیستم نمره گرفتن در این دو کشور هست. در مورد سیستم ایران همه‌مون میدونیم که حجم زیادی از نمره‌ی درس شما بر اساس نمره‌ی امتحان شما تعیین میشه مثلا ۶۰ درصد نمره ی امتحان پایان ترمه و ۴۰ درصد برای تمرین یا پروژه. حتی استادهایی که در دانشگاه شریف ادعا میکردن درسشون پروژه محوره و امتحان اثر کمی داره، باز هم نمره‌ی امتحان نهایی حجم زیادی از نمره شون رو تشکیل میداد مثلا شرط پاس شدن این بود که نمره‌ی امتحان حتما خوب باشه و شما به تنهایی با انجام تمرین و پروژه نمیتونستی درس رو پاس کنی. بنابراین توی امتحان باید خوب عمل کنن، سوالارو خوب جواب بدن، محدودیت وقت هست، یکی ممکنه روز امتحان مریض باشه و نتونه خوب امتحان بده و همه‌ی اینا باعث میشه که استرس بیشتری به دانشجوها وارد بشه و خسته کننده شه. به خصوص دوران کارشناسی که درس‌ها زیاده باید به شدت درس بخونی که این فشار و استرس اصلا خوب نیست. سیستمی که اینجا در کانادا هست، در واقع تجربه ای که من خودم در این چهار درس داشتم اینه که سیستم نمره دهی استادهای اینجا خیلی وابسته به امتحان پایان ترم نیست. در اصل بعضی درس‌ها امتحان پایان ترم دارن، بعضی درس‌ها ممکنه امتحان پایان ترم نداشته باشن.

حالا میخوام چندتا از برنامه‌های نمره دهی یا Course outline اساتید که اول هر ترم به دانشجوها میدن رو بهتون نشون بدم تا ببینین نمره‌ی نهایی هر درس از چه مواردی تشکیل شده. اولین Course outline مربوط به درس دینامیک سازه هست که یکی از درس های سنگین و محاسباتی مهندسی عمران تو بخش ارشد و دکترا هست. در این درس، امتحان پایان ترم فقط ۳۰ درصد نمره رو شامل میشه، ۴۰ درصد پروژه و ۳۰ درصد هم شامل تمرینات هست.

بیشتر بخوانید: تفاوت دانشگاه ها و کالج های کانادا و ایران

درس دیگه درس قابلیت اطمینان سازه هست، این هم یه درس محاسباتیه و به هرحال مسئله و بحث‌های حل کردنی داره، اما این درس کلا این ترم امتحان نداره و استاد گفته که تمرینات ۳۰ درصد و پروژه ۷۰ درصد نمره رو تشکیل میده. با همین دومثال، تفاوت بارز سیستم نمره دهی در ایران و کانادا مشخص شد. در کانادا اکثر استادها تمایلی به اهمیت زیاد قائل شدن به نمره‌ی امتحان نهایی ندارن. دو تا درس دیگه ای که ترم قبل داشتم هم اینطور بودن و نمره‌ی پروژه سهم بیشتری داشت. این باعث میشه اون استرس برای دانشجوها واسه نمره خیلی کمتر بشه و بچه ها با خیال آسوده‌تری ترم رو بگذرونن. البته که باید تمرین انجام بدیم و تمرینات خیلی وقت میگیرن و اون حجم زیاد رو دارن، همینطور برای پروژه‌ها هم باید وقت گذاشته بشه اما در حالت کلی دیگه اون حجم استرسی که دانشجوها دارن خیلی کاهش پیدا میکنه و این خیلی نکته ی خوبی هست.

من خودم به شخصه دو ترم قبلی رو خیلی با آرامش سپری کردم چون که میدونستم اثر امتحان پایان ترم درس‌ها خیلی کمتره و بیشتر روی تمرین و پروژه وقت گذاشتم و برای امتحان پایان ترم درس‌ها هم در حد همون ۳۰ درصد وقت گذاشتم اما تو ایران اینجوری نبود و حجم اون امتحان نهایی باعث میشد که استرس و اضطراب زیادی به اون دانشجو وارد بشه. مدل نمره دهی در کانادا یه خوبی دیگه ای که داره اینه که باعث میشه فهم آدم هم از مفاهیم بالاتر بره چون اون مفاهیم رو شما مجبورید استفاده کنید.

study in canada

یه فرقی که توی نمره گرفتن توی امتحان و انجام دادن پروژه هست اینه که توی امتحان یه سری سوالات خاصی هست که شما باید بخونین و تموم میشه و دیگه باهاش کاری ندارین اما توی پروژه شما اول باید اون داده رو ببینین، کامل متوجه بشین بعد بیارین روی کار خودتون کامل تطبیقش بدین و بعد برین نتایج رو بررسی کنین درنتیجه این باعث میشه فهم کلی‌ای از اون قضیه یا سیستم یا مبحثی که دارین میخونین، بالاتر بره و این یه نکته‌ی خیلی خوبی هست. برخلاف ایران که نمره محوره و شما امتحان رو که میدین، همه چی فراموش میشه و میره، چون اینجا شما کار خودتون رو پیاده میکنین باعث میشه که خیلی درک و فهم بهتری نسبت به قضیه داشته باشین.

همین کم‌تر بودن اثر امتحان نهایی در سیستم نمره دهی کانادا باعث شده که شما نمره های بهتری هم بگیرین و کلا استرس نمره‌تون خیلی پایین بیاد. در مقیاس نمره دهی دانشگاه مک مستر شما میبینین که مثلا ۰ تا ۵۰ نمره ی تجدیدی هست و اگه کسی ۰ تا ۵۰ بگیره قاعدتا رد میشه بنابراین مثلا اگه درسی رو که فقط ۳۰ درصدش رو امتحان نهایی تشکیل میداد، شما فقط تمرینات و پروژه رو درست انجام بدی و یکم هم تو امتحان درست عمل کنی، میتونی راحت نمره ی A رو بگیرین و این خیلی خوبه ولی تو ایران ۷۰ درصد امتحان بود. اگه روز امتحان خراب میکردی دیگه فایده‌ای نداشت و شما باید ترم بعد باز اون درس رو برمیداشتی.

روش درس خوندن در کانادا و ایران

در کانادا برای درس خوندن شما درگیرتر هستین و سرتون خیلی شلوغ تره. این موردی که میخوام بگم بیشتر مربوط به دانشجوهای ارشد و دکترا هست. مثلا توی ایران وقتی که ما میخواستیم TA بشیم بیشتر هدفمون پول گرفتن بود و زیاد به ذات TA شدن توجه نمیکردیم و وقتی TA میشدیم میرفتیم سر کلاس، چندتا سوال حل میکردیم، یه روز هم میرفتیم امتحان ها رو تصییح میکردیم و کمی از تمرینات رو بررسی میکردیم. کلا میخوام بگم که خیلی درگیر قضیه نبودیم و به تجربه ی من، خود استادها هم خیلی پیگیر نبودن که بخوان با دانشجوها فقط برای کلاس TA شون جلسه ی هماهنگی بذارن، کافی بود به استاد بگی من میخوام TA شما بشم استاد هم میگفت باشه برو سر کلاس و در طول ترم شما TA بودی و زیاد درگیری نداشت اما برعکس، اینجا TA بودن یه شغل به حساب میاد و در ازاش دارین پول میگیرین و به نسبت مبلغ خوبی هم هست، استادها خیلی پیگیر هستن مثلا اول از همه یه جلسه‌ی هماهنگی قبل ترم میذارن، در طول ترم پیگیر شما هستن و براتون فایل میفرستن، شما رو مانیتور میکنن که ببینن آیا این کار رو دارین انجام میدین یا نه، مثلا اگه دانشجویی مشکل داشته باشه شما باید جواب ایمیلشو بدین.

از طرفی همین که بیشتر نمره رو پروژه در بر میگیره باعث میشه که در طول ترم شما بیشتر درگیر باشین تا حالتی که امتحان پایان ترم بیشتر نمره‌ی قبولی رو دربر بگیره. چون اون موقع میدونستین که بیشتر نمره برای امتحانه، شب تا صبح میخوندین و تمرین‌ها هم کپی میکردین. اما اینجا اون تمرین ها و پروژه‌ای که مختص شما هست رو باید انجام بدین و پروژه‌ها هم بیشتر به تز برمیگرده، این باعث میشه که شما مجبور میشی درطول ترم وقت بیشتری میذارین و سرتون شلوغ‌تر خواهد بود. در کل با این دو مثال میخواستم بگم که شما برعکس ایران، سرتون خیلی شلوغه و به معنای واقعی وقت سر خاروندن ندارین.

بیشتر بخوانید: مهاجرت تحصیلی به کانادا را از کجا شروع کنیم

تفاوت تحقیق کردن در ایران و کانادا

در ایران وقتی یه دانشجوی ارشد میخواد تحقیق یا Research در دانشگاه شریف انجام بده، دانشجوها نسبت به استاد باید خیلی پیگیرت باشن و استاد راهنما رو به سمت خودشون بکشونن و تحقیقشون رو انجام بدن و اگه دانشجوها بیخیالی کنن، استاد هم پیگیری نمیکنه که این بعدا به ضرر خود دانشجو میشه اما در کانادا چون بحث فاند و بورسیه تحصیلی هست، خود استادها و یک سری افراد دیگه که توضییح میدم، خیلی مراقب شما هستن که اون درس و تحقیقتون رو به خوبی پیش ببرین. استادها جلسات هفتگی میذارن و هر هفته باید بهشون از طریق ایمیل گزارش بدین که چه کارهایی کردین و در کل حواس یک نفر بهتون هست و این طور نیست که اگه پیش استاد نرین، کسی بهتون چیزی نمیگه.

در مقطع دکترا، چه کسانی به جز استاد راهنما، شما رو در انجام تحقیقات کمک میکنن؟

علاوه بر استاد راهنما، یه کمیته تشکیل شده از ۵ استاد که دارن تو رشته‌ی شما کار میکنن، هست که هر ساله یه سری جلسات برگزار میشه و شما پیشرفت تز دکتراتون رو بهشون ارائه میدین، وظیفه‌ی این کمیته اینه که به شما کمک کنه در مسیر مستقیم خودتون قرار بگیرین. به هر حال ۵ استاد هستن، وقتی من نتایجم رو بهشون نشون میدم، هرکدوم نظر میدن و من رو راهنمایی میکنن، از من سوال میپرسن و این قضیه باعث میشه اگه یه دانشجویی کم کار باشه و استاد راهنماش هم کاری بهش نداشته باشه، که خیلی مورد بعیدی هست، اون کمیته میاد بهش تذکر میده. مثلا اگه طرف با دست خالی بره جلسه بهش میگن پس شما داری چیکار میکنی؟ که در این صورت اوضاع بحرانی میشه و دوبار در سال جلسه رو برگزار میکنن و کلا مراقب هستن که اون بورسیه و کمکی که به شما کردن، به نحو احسن انجام بشه و به نتیجه برسه و طوری نباشه که شما اون پول رو بردارین و تو کانادا زندگی کنین و تحقیقی هم انجام ندین.

بنابراین هم خود استاد راهنما و هم اون کمیته‌ی ۵ نفره حواسشون به شما هست که شما پیشرفتتون رو داشته باشین و کم کاری نکنین یا اصلا ممکنه براتون یه مشکلی پیش بیاد و از لحاظ علمی توانش رو نداشته باشین، در اون جلسات میتونین از اساتید کمک بگیرین و مشکلتون رو حل کنین و در کل یه گروهی هستن که میخوان شما به هدفتون برسین.

در این مقاله سعی کردم تفاوت درس خوندن در ایران با کانادا رو بگم که یه سری خوبی داشت و یه سری بدی، خوب برای خود من، اوایل چون اون کمیته همش حواسشون به من بود، یه کم اذیت کننده بود و نمیتونستم هر هفته گزارش بنویسم اما به تدریج دیدم این قضیه اوکی هست و به نفعم هست که گزارش بنویسم و به نفعم هست که برم پیش استاد و راهنماییم کنه. از طرفی این که در اینجا بخاطر پروژه و TA و این چیزا سرمون شلوغ تر هست، باز واسه من اوایل سخت بود که بتونم زمانم رو مدیریت کنم، یه موقع هایی فقط ۳ روز به جلسه مونده بود و من تازه شروع میکردم به تایپ کردن گزارشم و با شرایط و مکان جدید زندگیم، برام سخت بود و به هر حال باید خودم رو با سیستم جدید وفق میدادم اما الان میبینم که اگه آدم برنامه‌ریزی درستی داشته باشه و بتونه اون حجم کارهایی که داره رو به خوبی تقسیم کنه و یه مقدار وقت تلف کردنش کم‌تر باشه، میشه خیلی از این کارها رو مدیریت کرد و با برنامه ریزی درست حتی میتونی آخر هفته ها هم تفریح داشته باشی.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا