همه چیز درباره کانادا

تجربه شخصی پذیرش تحصیلی کانادا و جزییات دریافت فاند

اینجا تجربه های واقعی و قوانین مهاجرتی که به شما کمک می کنه تا دید واقعی تری به مهاجرت پیدا کنید رو گردآوری کردیم. این مطلب بطور قطع آگاهی شما رو بالا می بره اما یادتون باشه موقعی که تصمیم نهایی رو گرفتید، برای ادامه مسیر نیاز به کمک بیشتری دارید تا تجربه منحصر بفرد خودتون رو بسازید.

روز به روز آمار دانشجوهایی که از کشورمان به قصد تحصیل مهاجرت می کنند زیاد می شود و مقصد بسیاری از آنها کشور کانادا است. از آماده کردن مدارک و مصاحبه با سفارت و از اقدام برای پذیرش و سختی های زندگی در یک کشور جدید، همه و همه جز چالش های مهاجرت تحصیلی هستند که به قصد مهاجرت باید با اونها آشنایی پیدا کنید. به همین منظور شما رو به مطالعه این تجربه پذیرش تحصیلی کانادا از مجله استارت ویزا دعوت می کنیم.

این ویدیو رو از دست ندین. چون دوستمون الان در دانشگاه یورک تورنتو دانشجو هست و تمام مراحل اخذ فاند رو تو این ویدیو براتون توضیح میده. دوستمون دوره کارشناسی خود را در رشته الکترونیک و در دانشگاه اصفهان گذرانده اند و دوره کارشناسی ارشدشان در دانشگاه امیرکبیر حضور داشته. ایشان بعد از فارغ‌التحصیلی تصمیم به مهاجرت برای مقطع کارشناسی ارشد (مجدد) می گیرند و از دانشگاه یورک کانادا در رشته مهندسی کامپیوتر موفق به اخذ پذیرش تحصیلی همراه با فاند می شوند.

چرا تصمیم گرفتید مدرک کارشناسی مجدد اخذ کنید؟

من اصلا به مرحله کار پیدا کردن نرسیدم و بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی به کانادا مهاجرت کردم. مسئله اینه که من به شخصه کار دانشگاهی رو دوست دارم و از یه جایی به بعد حس کردم که از اول باید کامپیوتر می خوندم ولی خب به اشتباه مشغول تحصیل تو رشته برق و ادامه دادن به اون بودم، از طرفی هم حس می کردم اگه تحصیل توی ۲ تا مقطع رو داشته باشم برای مهاجرت تحصیلی و آینده کاری مسیر راحت تری رو خواهم داشت. اگه می خواستم که مستقیم از رشته برق برای دکتری کامپیوتر اقدام کنم خیلی کار پیچیده و سخت می شد، به خصوص که همین الان هم به علت اینکه خیلی از پیش نیاز های کامپیوتر رو نگذرونده بودم با بعضی از دانشگاه ها به مشکل خوردم.

در نهایت با راهنمایی استادم، شروع به تحصیل در رشته مورد علاقم یعنی مهندسی کامپیوتر که پیش نیاز های خیلی کمتری نیاز داشت، کردم.

شرایط تحصیلی و کاری رشته الکترونیک توی کانادا چگونه است؟

این موضوع واقعا بستگی به شرایط فرد دارد ولی من با وجود اینکه حس می کنم آینده و موقعیت رشته کامپیوتر بهتر است، نمی تونم با قدرت بگم که شرایط فعالیت در رشته الکترونیک مناسب نیست. مسئله اینه که من برای خودم آینده ای با کار تحصیلی می خوام و برای همین باید به تحصیل ادامه بدم. برای کسی که می خواد مستقیم شروع به فعالیت کند، شاید ۲ سال هزینه زندگی تحصیلی زیاد و غیر منطقی باشد ولی کسی که دنبال یه کار مربوط به تحصیل هستش، اون ۲ سال تحصیل هم به نوعی کار و تجربه براش به حساب میاد.

در هر صورت باید بگم که برق یا الکترونیک، در کانادا بازار کار خوبی دارد ولی براساس تجربیات اطرافیان من، افراد با تخصص برق در شاخه قدرت برای پیدا کردن شغل توی کانادا به نسبت بقیه کار سخت تری دارند.

آیا حقیقت دارد که در مجموع اوضاع کار توی کانادا خوب نیست؟

ببینید من اعتقاد دارم کسی که توی کارش تخصص دارد و به قول معروف کارش رو بلد است، توی کشوری با صنعت و موقعیت کانادا بیکار نمی ماند. شاید توی ایران که صنعت سروپایی نداریم دیدن یک متخصص بیکار خیلی تعجب آور نیست ولی توی کشوری که صنعت قدرتمندی دارد شرکت ها و کمپانی های بزرگی توی اون مشغول به فعالیت هستند، برای افراد متخصص و کاربلد همیشه موقعیت کاری فراهم است.

البته اینم باید اضافه کنم که براساس سال‌های اول تجربه پذیرش تحصیلی کانادا من، اوضاع کار توی دوره ریاست جمهوری ترامپ کمی ضعیف شده بود که اونم موقتی و با رفتن ترامپ تقریبا به حالت سابق خود برگشت. در هر صورت به عقیده من اگر شما بی تخصص و ضعیف باشید در هیچ جای دنیا کار پیدا نمی کنید ولی در مقابل اگر با تخصص و حرفه ای باشید همیشه موقعیت کاری خوب نصیبتون خواهد شد.

تحصیل در کانادا

در مورد جزئیات رزومتون توضیح بدین

زمانی که من اپلای کردم معدل آخرین مدرک تحصیلی ۱۸.۰۹ بود و شاگرد اول ورودیم بودم. به علاوه یک مقاله رسمی ثبت کرده بودم و نمره ۹۷ رو تو آزمون زبان تافل گرفتم. نکته مثبت دیگه رزومم این بود که کل دوره کارشناسی ارشد روی شبکه تحقیق کرده بودم و این تحقیق من دقیقا در حوزه کاری استادم در کانادا بود. در کارهای عملی هم بی تجربه نبودم و سابقه کاری کافی رو داشتم.

امکان تغییر رشته از رشته صنایع به مهندسی کامپیوتردر کانادا

تقریبا عین شرایطی که من تجربه کردم این امکان هم وجود دارد ولی خوب از اونجایی که صنایع از کامپیوتر خیلی دور است، باید پیش نیازهای زیادی رو بگذرونید. بعضی از دانشگاه های کانادا برای قبولی شما در کارشناسی ارشد کامپیوتر، درخواست حداقل مدرک لیسانس مرتبط در این رشته رو دارند ولی همان طور که گفتم در بعضی از دانشگاه ها با پاس کردن واحد های پیش نیاز می تونید مشغول به تحصیل کارشناسی ارشد کامیپوتر بشید. برای خود من حدود ۱۲ واحد پیش نیاز تعیین کردند که ۷ تا از اون واحدارو تونستم تطبیق کنم ولی ۵ واحد دیگه رو کامل گذروندم.

شما به چند تا دانشگاه اپلای کردید ؟

یک اشتباهی رو من انجام دادم که به بقیه توصیه می کنم این اشتباه رو انجام ندن. من فقط به دو دانشگاهی که از اونها جواب گرفتم، درخواست اپلای دادم، ولی پیشنهاد می کنم حتی اگه استاد جوابتان رو نداد، یک هزینه اضافه ای پرداخت کنید و به اون دانشگاه درخواست پذیرش بدهید. همان طور که می دونید اساتید روزانه ایمیل های زیادی دریافت می کنند و این امکان وجود دارد که ایمیل شمارو نبینند و این موضوع اصلا به معنی رد درخواست شما نیست، حتی این قضیه رو در مواجه با یک استاد برای پذیرش یکی از دوستام، از زبان خودشون هم شنیدم و ایشون گفتند که حتی خیلی از اوقات ایمیل هایی رو باز می کنم و از حجم بالای ایمیل ها یادم می ره که اون ایمیل رو کامل مطالعه کنم و حجم بالای ایمیل ها مدیریت رو سخت کرده است. بعلاوه این استاد بهم گفت که درخواست خودتون رو اگه با هزینه اضافی به دانشگاه ارائه بدید ما موظف می شیم که روزمه شما رو با دقت بیشتری مطالعه کنیم و شانش قبولیتون از این روش بیشتر است.

ارسال درخواست پذیرش برای دانشگاه در روند تاثیری داشت؟

واقعا تاثیر مشخص و زیادی داشت و اگه شما به صورت حضوری برید دانشگاه، حداقل اطمینان خواهید داشت که استاد رزومه شما رو مطالعه می کند. برای مثال خود من از اپلیکیشن دنبال کننده ایمیل استفاده می کردم و حتی پیش اومد که به استادی ۵ یا ۶ بار ایمیل زدم ولی ایشون حتی ایمیل من رو باز نکردند ولی با مراجعه حضوری یک استاد از ملاقات باهاتون برداشتی خواهند داشت و اگه نظرشون جلب بشه، پذیرش شما رو قبول می کنند.

در مورد دانشگاه محل تحصیل توضیحاتی به ما بدید

دانشگاه یورک به نظر من یک دانشگاه رو به پیشرفته و من اصلا نمی دونستم که ۲۵ سال پیش اینجا یک کالج بوده و با پیشرفت زیادی به دانشگاهی با بیشترین میزان فارغ التحصیل در شهر تورنتو تبدیل شده است. همچنین سرمایه گذاری های جدید انجام دادند و هدفشون اضافه کردن اساتید و رشته های جدید است. جو دانشکده هم به این شکل است که ایرانی های زیادی دارد و فارسی زیاد صحبت می شود و می تونم اینجوری بگم حتی استادهای ایرانی هم اخیرا خیلی زیاد شدند.
استاد خود من هندی هستند که برخورد خیلی حرفه ای و خوبی دارند و تنها دلیلی که با گرفتن دانشجوی ایرانی مشکلی ندارند، تجربه خوبشون با دانشجوهای ایرانیه و به طور کلی سال ۱ یا ۲ دانشجوی ایرانی جدید می گیرند.

با توجه به رزومه قوی شما، مبلغ فاندتون چقدر است؟

قرارداد فاند بچه های محصل در دانشگاه یورک یکسانه و این فاند برای تحصیل در کارشناسی ارشد به مدت ۲ سال حداقل ۶۲ هزار دلار هست. این قرارداد رو به صورت حداقل ثبت می کنند و به همین علت معمولا مبلغ دریافتی شما بیشتر از ۶۲ هزار دلار می شود. این مبلغ به صورت فول فاند و همچنین مالیاتی به اون تعلق نمی گیرد. دلیل این قضیه قرار گرفتن فاند ما توی حقوق حداقلی کاناداست و در این کشور اگه حقوق شما از یک حدی بیشتر نباشد، مالیات بهش تعلق نمی گیرد.

شرایط درس خوندن توی ایران سخت تر است یا کانادا؟

به نظر من کانادا، حداقل برای من اینطوری است. من به خاطر یه سری مشکلات ویزام، حدود ۳ هفته دیر به کانادا رسیدم و قسمت مهم از ترم رو از دست دادم و خیلی بهم سخت گذشت و در کل چون ترم ها توی کانادا کوتاه تر است و ما به ترم های بلندتری عادت داریم، یه مقدار فشار درس ها براتون بیشتر می شه. به طور مثال من یک استاد چینی دارم که از اونجایی که کلا چینی ها به پشتکار و تلاش معروفند، ایشون توی یک جلسه کلاس خیلی بیشتر از یک جلسه معمول تدریس می کنند و همین موضوع خیلی توی زیاد بودن حجم درس ها تاثیر دارد.

یک نکته مهم دیگه، اهمیت تمرین و پروژه توی سیستم آموزشی استرالیاست و این اهمیت فقط به دوره کارشناسی ارشد خلاصه نمی شه و در همه رشته ها روال همین گونست و به همین دلیل شما در طول ترم دائما مشغول آماده کردن تمرین ها و ثبت اونها قبل از ددلاین ها هستید. برخلاف کانادا توی ایران تمرین و پروژه اهمیت زیادی نداشتند و نقطه مهم هر ترم برای ما زمان امتحانات میان ترم و پایان ترم بود و اون سرنوشت ترم مارو مشخص می کرد.

یکی از چیزهایی که همان روز اول با ما شرط کردند موضوع معدل است، توی دانشگاه یورک اگر معدل شما زیر B+ (حدودا معادل ۱۵ ) بشه مشروط می شید و مدرک بهتون تعلق نمیگیرد و البته که فاندتون هم کنسل می شه. تمامی این نکات فشار تحصیل توی کانادا رو بیشتر می کند و شما جای اشتباه کردن ندارید.

کانادایی ها چه دیدی به شما و ایرانی ها به عنوان مهاجر دارند؟

چند وقت پیش توی صفحه یک خانومی که سالهای زیادیه در کانادا زندگی می کنند مطلبی رو مطالعه کردم که به حرفشون ایمان آوردم و خیلی با شرایط خودم همخونی داشت. این قضیه کاملا ربط به شما و باز بودن دیدتون نسبت به عقاید و شرایط جدید دارد، این انتخاب شماست که دانشجو یا یک مهاجر باشید. در مجموع همان جوری که با آدمای جدید و دیگران برخورد کنید، همانجور هم با شما برخورد میشه. من همیشه حد و حدود خودمو رعایت کردم و هیچ موقع برخوردی جز برخورد خوب نداشتم.

ما آدمهایی رو هم داریم که دید بدی به خودشون دارند و وقتی وارد کانادا می شوند خودشون رو پایین تر از یک غربی می بینند و همین موضوع باعث می شه که بقیه هم دید خوبی به این مدل افراد نداشته باشند. در مقابل اگر شما وارد جمعی بشید و هر فردی رو با تفاوت های اون بپذیرید و با وجود این تفاوت ها خودتون رو عضوی از اون جمع بدونید، خیلی راحت تر عضوی از اون جامعه محسوب می شید. جامعه ایرانی های تورنتو، در کل از آدمهای بسیار موفق و تحصیل کرده ای تشکیل شده و به همین علت کانادایی ها در برخورد اول تصور خوبی از ایرانی ها دارند و این به شما برمیگردد که تصور اونها رو برآورده کنید.

تحصیل در کانادا

زندگی توی تورنتو و هزینه های اون به چه شکلی است؟

برای خود من تورنتو یک شهر بسیار دوست داشتنی و دلنشینه که از زندگی توی اون لذت می برم. حتما می دونید که تورنتو هوای بسیار سردی دارد ولی به مرور زمان به این مورد هم عادت می کنید. به خاطر اینکه تورنتو جامعه ایرانی بسیار بزرگی دارد، شما هر چیزی ایرانی رو که نیاز دارید اینجا می تونید پیدا کنید. رستوران های ایرانی خیلی خوبی توی تورنتو داریم که غذاهای با کیفیت ایرانی رو ارائه می دهند.
تورنتو پیشرفته ترین شهر کاناداست و به همین دلیل شرکت های تکنولوژی بزرگ زیادی دارد و این موضوع موقعیت های کاری زیادی رو به خصوص برای دانشجو ها ایجاد می کند. از اونجایی که حدود ۵۰ درصد از جمعیت تورنتو، متولدین خارج از تورنتو و در کل مهاجرین هستند، احساس مهاجر بودن به شما دست نمی دهد ولی باید اضافه کنم که تعداد مهاجرین آسیای شرق از مهاجرین کشور های دیگر در تورنتو بیشتر است.

سیستم تامین کالا

براساس تجربه پذیرش تحصیلی کانادا من، توی این کشور چیزی به اسم قیمت مصرف کننده وجود ندارد و هر فروشگاهی سعی می کند کالاهاش رو به ارزان ترین قیمت ممکن بهتون بفروشد تا شمارو به عنوان مشتری ثابت جذب کند که این یه نوع تبلیغ خودکار برای اون کسب و کار هم است. بنظر من این روش خیلی به نفع ماها به عنوان خریدار است و باعث می شه کالاهای مورد نیازمون رو با قیمت های پایینی تهیه کنیم. در کل مدیریت هزینه ها با اون سیستمی که توی ایران داریم متفاوته و ماها به عنوان دانشجو معمولا خریدامون رو هفتگی می کنیم. تورم و افزایش قیمت ناگهانی رو این مدتی که کانادا هستم تجربه نکردم. بیشترین نوسان قیمتی که من توی کانادا دیدم، افزایش قیمت خانه و مسکن است.

سود بانکی

به خاطر اینکه نوسان قیمت و تورمی تو کانادا وجود ندارد، عملا سود بانکی هم تو این کشور معنایی ندارد و بانک ها برای نگهداری از پول شما یه مبلغی هم می گیرند و اینجا یک فرهنگ جا افتاده اینه که کانادایی ها معمولا پولاشون رو ثابت نمیزارند و توی سهام و اینجور موارد سرمایه گذاری می کنند و سرمایشون در گردش است.

هزینه‌های دانشجویی

از اونجایی که توی کانادا ارشد ۵ ترمه و تابستان یک ترم کامل محسوب می شه، پس در واقع اون ۶۲ هزار قرارداد فاند برای این ۵ ترمه و دانشگاه انتظار دارد که شما توی این ۵ ترم فارغ التحصیل بشید. برای مسکن، دانشگاه یورک یک سری واحد توی شهرک دانشگاهی یورک به شما کرایه میدهد که هزینه کرایش به نسبت شهر تورنتو خیلی به صرفه تر است. از نکات مثبت این آپارتمان ها اینه که امکان استفاده از اینترنت دانشگاه رو دارید و هزینه برق رو هم از طریق کرایه محاسبه می کنند و این سیستم دقیقا برخلاف سیستم کرایه خانه توی تورنتو است.

هزینه اجاره آپارتمان تک خوابه توی یورک حدودا ۱۱۰۰ دلاره که به نسبت خو شهر تورنتو خیلی ارزان تر است و من بعید می دونم که با این مبلغ در تورنتو واحدی برای اجاره پیدا شود. در کل کرایه ها در شهر تورنتو از تمامی شهرهای کانادا از جمله مونترال گران تر است و به اصطلاح این شهر بازار مسکن داغی دارد.

طبق تجربه پذیرش تحصیلی کانادا و محاسبات من، خورد و خوراک و سایر اقلام مورد نیاز به صورت ماهیانه برای ۱ نفر چیزی در حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ دلار به طور معمول در میاد. به شدت پیشنهاد می کنم که در صورت امکان خریداتون رو به شکل عمده انجام بدید تا هزینه هاتون مشخصا کاهش پیدا کند.

در ادامه یک هزینه تلفن داریم که بین ۳۰ دلار تا ۱۰۰ دلار است. هزینه حمل و نقل نیز بستگی به مسیر شما دارد ؛ حمل و نقل تورنتو طرحی دارد که با خرید اشتراک ماهیانه اون می تونید به صورت نامحدود از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید.

تحصیل در کانادا

آیا استاد با دانشجو راه میاد و شرایطش رو درک می کند؟

موقعی که من آمدم کانادا انتظار داشتم که اساتید خیلی مهربان و صمیمی باشند ولی خوب اینجور نیست و برخورد استادها یجورایی بالا پایین دارد و در عین اینکه استادهای خوب و مهربانی داریم ولی اساتیدی هم داریم که اصلا با شما راه نمی آیند. خوشبختانه استادی که من دارم از شریف ترین آدم هایی هستش که توی زندگیم دیدم و خیلی به من لطف دارند ولی دوستای هم دانشگاهی هم دارم که اساتید سخت گیری دارند و حتی گاهی در پرداخت فاند اونها به موقع عمل نمی کنند. توصیه می کنم که حتما قبل از انتخاب یک استاد به عنوان سوپروایزر خود، در مورد اون شخص به طور کامل تحقیق و پرس و جو کنید.

به طور مثال چند دوست صمیمی داشتم که اینقدر استادشون اونها را اذیت کرد که در نهایت انصراف دادند و بعد از ۱ سال تحصیل بی خیال شدند. از اونجایی که به عنوان دانشجو فقط به صورت پاره وقت یعنی ۲۰ ساعت در هفته امکان فعالیت شغلی دارید و با درآمدتون از این شغل پاره وقت نمی تونید زندگی رو بچرخونید، اهمیت انتخاب استاد مناسب و با درک برای ما دانشجوهای مهاجر خیلی بالا است.

برای افرادی که فک میکنن با مهاجرت به کانادا وارد بهشت میشن چه صحبتی دارید؟

اولا که باید بهتون بگم در قبال پولی که دانشگاه به عنوان فاند یا درآمد بهتون میده، شما ۲ تا ۳ برابر برای اونها کار می کنید و یجورایی مثل برده داری می مونه ولی اگه آدمهای خوبی در مسیر شما قرار بگیرند و به علت مدرک معتبری که در نهایت می گیرید، این زحمت ها ارزشش رو دارد.
در هر صورت سختی می کشید و فشاری زیادی روی شماست ولی اگه همه چی خوب پیش بره، بنظر من ارزشش رو دارد و آیندتون شکل می گیرد.

بزرگترین مشکلی که توی تورنتو با اون روبرو شدید ؟

اگر همسر یا عضوی از خانوادتون توی کانادا همراه شما باشد، از سخت ترین چالش مهاجرت که همان تنهایی و شوک دوری از دوستان است می تونید که جلوگیری کنید و خوشبختانه من این شانس رو داشتم که یکی از اعضای خونوادم اینجا نزدیکم بوده. البته همین مسئله دوری از خانواده به مرور زمان عادی می شه و با پیدا کردن دوست و حل شدن توی جامعه این مسئله فراموش می شه.

برای من بزرگترین مشکلم در بدو ورودم به تورنتو سرمای زیاد اینجا بود. به خصوص توی سال قبولی من، سرمای بی سابقه ای توی چند سال اخیر تورنتو با هوای -۳۰ درجه همراه بود. غیر از سرما، همان موضوع کنترل فشار دانشگاه و هماهنگ شدن چند وقتی زمان برد.

برای اپلای کردن چقد هزینه کردید؟

مبلغ ۱۹ میلیون تومان برای خرید مدرک کارشناسیم هزینه کردم که البته گرانی این مدرک بخاطر محل دانشگاهم یعنی منطقه ۲ تهران بود و هزینه خریدن مدرک در منطقه های دیگه تهران معمولا بین ۱۰ تا ۹ میلیون است. باز این مبلغ بسته به سال ورودی شما به دانشگاه نیز میتونه بالا یا پایین تر باشد.

مدرک ارشدم رو نخریدم چون دانشگاه امیرکبیر مدرک رو به زبان انگلیسی و به صورت پاکت مهر شده تحویل میدهد و دانشگاه یورک اون رو به عنوان مدرک رسمی قبول داشت. حدود ۱ میلیون تومن هزینه امتحان زبانم شد. هزینه ترجمه های مدارک مورد نیازم هم چیزی حدودا ۳ میلیون شد.
بیشترین هزینه برای من هزینه سفر به کشور ترکیه به منظور انگشت نگاری و عکس و مصاحبه با سفارت بود. هزینه کل کارهای سفارت من چیزی حدود ۱۵ میلیون شد. هزینه فرم اپلیکیشن دو دانشگاهی که برای اپلای در اونها اقدام کردم هم هرکدام ۱۰۰ دلار بود. هزینه بلیط هم آخرین قسمت هزینه های من بود.

چرا کانادا رو انتخاب کردید؟

دوره ریاست جمهوری آقای ترامپ دلیل اصلی انتخاب کانادا به جای آمریکا بود. واقعا نمی خواستم که در طول دوره تحصیل با قانون هایی که هرروز دسخوش تغییر می شدند دسته و پنجه نرم کنم و احساس کردم کانادا اوضاع با ثبات تری دارد. ویزای آمریکا توی اون دوره یه طرفه بود و شما امکان خروج از این کشور رو نداشتید و ویزای مهمان برای سر زدن پدر و مادر به شما به سختی صادر می شد و در کل قانون های ضد مهاجرین عجیبی داشت.

از اونجایی که من به دنبال تحصیل در مقطع ارشد بودم و چون معمولا برای تحصیل در مقطع ارشد در اروپا فاندی در نظر گرفته نمی شه، اکثر کشورهای اروپا هم از گزینه هام خارج شدند. فقط آلمان جز گزینه های خوب با هزینه تحصیل معقول بود که سفارتش رو باید حدودا یک سال قبل هماهنگ می کردم و من زمان کافی برای این کارو نداشتم و دیر به فکرش افتادم. استرالیا هم جز گزینه‌های مورد علاقم بود که فقط شاید به خاطر فاصله اون با کشورهای دیگه بی خیالش شدم. گذشته از تمام این حرفا کانادا رو دوست داشتم و به خاطر اینکه اقامت گرفتن توی این کشور پیچیده نیست و بعد از تحصیل مسیر مشخصی دارد، در نهایت اینجارو انتخاب کردم.

تحصیل در کانادا

چه اتفاقی افتاد که شما رو به سمت تصمیم مهاجرت برد ؟

زمانی که در مقطع کارشناسی مشغول تحصیل بودم یکی از اعضای فامیلمون که اتفاقا فرد موفق و تحصیل کرده ای بود تصمیم به مهاجرت گرفت و من وقتی رفتن ایشون رو دیدم احساس کردم که افراد موفق دست به مهاجرت می زنند و این موضوع اولین جرقه برای من بود.

به هر حال هر جوانی از یه جایی به بعد شروع به برنامه ریزی برای خود می کند و رویایی هایی توی سرش دارد، یک جایی میرسد که حس می کنید به این برنامه ریزی‌ها و رویاها با زندگی توی ایران نمی رسید و خوب راهی جز مهاجرت نمی موند. شرایط اجتماعی و اقتصادی و عدم ثبات و توازن برای برنامه های طولانی مدت برای من خیلی تلخ و به نوعی مجبور به مهاجرتم کرد.

بعد از اتمام تحصیل چه برنامه ای به عنوان شغل آینده برای خود دارید؟

با اینکه معمولا افراد بعد از کلی تحصیل کردن و فارغ التحصیلی، استخدام یک شرکت یا کمپانی می شوند ولی من ترجیحم اینه که ایده‌ی استارت آپی رو به کار بندازم و توی کشور کانادا که تمرکز ویژه ای روی این برنامه ها دارد، سرمایه گذار پیدا کنم و به نوعی شرکت استارت آپی خودمو تاسیس کنم.

عده ای اعتقاد دارند تاسیس شرکت های استارت آپی با الگو برداری از استارت آپ های موفق دنیا توی ایران آسان‌تر است. مثال بارز آن شرکت اسنپ با الگوبرداری از اوبر (Uber)، که خیلی زود در ایران همه گیر و موفق شد. ولی به نظر من اگه ایده استارت آپی قابل اجرا و بکری داشته باشید، راه اندازی و تاسیس آن در کانادا به علت وجود سرمایه گذارهای با تجربه و امکان گسترش فعالیت بین المللی و عوامل بی شمار دیگه، شانس موفقیت بسیار بیشتری دارد.

مهاجرت را به بقیه پیشنهاد می کنید ؟

من اعتقاد دارم که یک نسخه رو نمی تونید برای زندگی همه آدما بپیچید، شما با مهاجرت یک سری هزینه می کنید و در ازای اون زندگی متفاوتی رو دریافت می کنید ولی شاید هر کسی حاضر به این هزینه های مالی و روحی نباشد. من نمی تونم به کسی که ۳۰ سال توی ایران تحصیل و زندگی کرده و بعد از تحصیل چند سالیه که مشغول به کار است، پیشنهاد مهاجرت بدم. شما باید تمام جوانب رو بسنجید و بعد تصمیم بگیرید که چه مسیری بهترین انتخاب برای زندگی شماست.

توی نگاه اول مهاجرت به یک کشور پیشرفته تر با سیستم اقتصادی با ثبات تر قطعا انتخاب طلایی بنظر می رسد ولی از مهاجرت و چالش های اون نمیشه غافل شد. براساس تجربه پذیرش تحصیلی در کانادا این هموطن عزیزمون، این کشور پر از موقعیت های شغلی و تحصیلی مناسب است که اگه طاقت سختی های مهاجرت و البته هوای سرد کانادا رو داشته باشید، ارزش امتحان کردن رو دارد. امیداورم که با خواندن این مطلب، سوال های شما در مورد مهاجرت تحصیلی به کانادا به جواب رسیده باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا