همه چیز درباره کانادا

مهاجرت تحصیلی به کانادا با بورسیه تحصیلی کارشناسی، ارشد و دکتری

اینجا تجربه های واقعی و قوانین مهاجرتی که به شما کمک می کنه تا دید واقعی تری به مهاجرت پیدا کنید رو گردآوری کردیم. این مطلب بطور قطع آگاهی شما رو بالا می بره اما یادتون باشه موقعی که تصمیم نهایی رو گرفتید، برای ادامه مسیر نیاز به کمک بیشتری دارید تا تجربه منحصر بفرد خودتون رو بسازید.

من در این مقاله میخوام در مورد بورسیه تحصیلی گرفتن و انواع بورسیه بگم. بورسیه رو به سه بخش بورسیه لیسانس که هرچند کمه ولی خوب هست، بورسیه تحصیلی ارشد و دکتری تقسیم کردم. درس خوندن تو کانادا پولیه و خیلی هم گرونه، بخاطر همین خیلی از آدما هستن که تو جاهای مختلف و رشته های متفاوت، بورسیه تحصیلی میگیرن. در ادامه بهتون راهکارهای گرفتن بورسیه و انواعش رو میگم تا یکم با سیستم بورسیه تحصیلی کانادا آشنا بشید.

دیدن این ویدیو را در استارت ویزا از دست ندهید.

کمک هزینه برای تحصیل در کانادا در دوره لیسانس

سوال برای گرفتن بورسیه خیلی زیاده بخاطر اینکه من فکر میکنم کمتر کسی میدونه که واسه لیسانس هم امکان دریافت بورسیه هست ولی خیلی سخته. من خودم از دوره ی لیسانس کمک هزینه ی تحصیلی داشتم و تا به امروز با وجود اینکه تنهایی اومدم کانادا، هیچ هزینه ای رو از خونوادم نگرفتم و همه رو با کمک هزینه های دانشگاه و کار کردن پوشش دادم.

من ۳۰ سالمه و از ۲۰۱۱ اومدم کانادا. دیپلمم رو که گرفتم اقدام کردم و رشته ی شیمی برای لیسانس خوندم، در مقطع ارشد رشته مو از شیمی به مهندسی شیمی تغییر دادم و الان ترم سوم دکترای مهندسی شیمی هستم.

کمک هزینه برای تحصیل در کانادا در دوره ی لیسانس

لیسانس و فوق لیسانسم رو تو دانشگاه کلگری توی شهر کلگری بودم، الانم دکترا تو دانشگاه مک گیل در مونترال هستم. در کلگری که زبان انگلیسی رایجه اما در مونترال در مرکز شهر دوزبانه هستن و دولت داره فشار میاره که کلا شهر مونترال فرانسوی زبان بشه ولی تا به حال به انگلیسی بوده منتها خلاصه ی پایان نامه مون باید دوزبانه باشه هم انگلیسی و هم فرانسوی.

اینجا اکثرا میدونن که واسه لیسانس، امکان کمک هزینه گرفتن خیلی کمه مخصوصا مال خود کانادا نباشی چرا که خود کانادایی ها یه سری امکانات بیشتر توی کمک هزینه های تحصیلی دارن. یه مدل کمک هزینه هست به اسم اسکالرشیپ، اسکالرشیپ یعنی شما باید دانشجوی خیلی قوی ای باشید یعنی طوری باشه که خود دانشگاه بگه من حاضرم پول بدم که این دانشجو بیاد تو دانشگاه من درس بخونه.

این اسکالرشیپ ها خیلی رقابتیه، شما دیگه حساب کنید وقتی که یه اسکالرشیپ باز هست که هرکسی میتونه واسه مقطع لیسانس اپلای کنه، چقد درخواست زیادی وجود داره از سراسر دنیا، اونم واسه کشور کانادا که جاییه که همه دوست دارن بیان حتی از کشورهای اروپایی، چین، هند، کشورهای عربی و خود آمریکا هم تقاضای زیادی هست و خیلی رقابتش بالاست.

اسکالرشیپ عمومی (General Scholarship)

یه اسکالرشیپ عمومی هست که اکثر دانشگاه ها دارن به اسم (Academic Excellence Entrance)، در واقع برای ورودیه یعنی اینکه کسایی که تازه میخوان وارد لیسانس بشن، براساس اون اپلیکیشنی که تحویل دانشگاه دادن، خود دانشگاه میاد به اونایی که رتبه ی بالا هستن این اسکالرشیپ رو میده، یعنی خودش اتومات انتخاب میکنه و شما حتی براش اپلای هم نمیکنی.

برای مثال خود دانشگاه میبینه که مثلا ده هزار نفر اپلای کردن، میخواد به صد نفرشون پذیرش بده. از بین اون صدنفر خودش میاد به ده نفر اول این اسکالرشیپ خاص رو میده. میزان این اسکالرشیپ در دانشگاه های مختلف، متفاوته. در بعضی از دانشگاه ها به اندازه ایه که شهریه ی دانشگاه رو پوشش میده. این اسکالرشیپی بود که من گرفتم. جدا از اون کار میکردم و در تابستونا کار خارج از دانشگاه میکردم تا بتونم هزینه ی اجاره خونه رو دربیارم.

شولیک اسکالرشیپ (Schulich Scholarship)

یه اسکالرشیپ خیلی خاص هست توی کانادا به اسم شولیک اسکالرشیپ. سیمون شولیک اسم آقایی هست که پول خیلی زیادی رو واسه اسکالرشیپ، خیریه کرده و بخاطر اینکه خیلی کمک مالی زیادی به دانشگاه ها کرده، تو هر دانشگاهی اسم یکی از دانشکده هاشونو شولیک گذاشتن. مثلا در دانشگاه تورنتو، اسم دانشکده ی تجارتش شولیک هست و در دانشگاه کلگری، اسم دانشکده ی مهندسیش شولیکه.

در اصل جایی که من لیسانس و فوق لیسانسم رو گرفتم دانشکده ی مهندسی شولیک بود و اصلا اسم اون آقا روی دانشکده ی ما بود. براساس اینکه اسم این آقا روی کدوم دانشکده باشه، اون دانشکده یه اسکالرشیپ خاص به اسم اون آقا داره یعنی شولیک اسکالرشیپ. بسیار رقابت براش بالاست. به طوریکه دانشکده ی مهندسی ما سالانه هزار نفر رو برای مهندسی میگیره و از این هزار نفر فقط چهل نفرشون این شولیک اسکالرشیپ رو میگیرن.

بیست تاشون بخاطر داشتن دانش علمی و معدل بالا (Academic Excellence) به طوریکه باید حسابی از لحاظ علمی دانشجوی قوی ای باشید و بیست تای دیگه واسه کسایی که درکنار درس خوندن کارای حرفه ای دیگه ای هم انجام دادن (extra crucudel* Activity ) مثلا کسایی که ورزش و یا موسیقی حرفه ای انجام دادن و خدمت به جامعه.

بیشتر بخوانید: مهاجرت تحصیلی به کانادا

مثلا کسایی هستن که از ۱۴ سالگی توی اون جامعه داشتن کار داوطلبانه رایگان انجام میدن بخاطر کمک به همنوع و خیلی چیزای مختلف میتونه باشه مثلا یکی از دوستای من تو ایران تو مناسبت ها میرفت خونه ی سالمندا و واسشون موسیقی میزد. مثلا تمام این چیزا میتونه بیاد تو رزومه تون و جزو این امتیازها قرار بگیره.

شروط شولیک اسکالرشیپ برای هر دو گروه انتخابیش چیه؟

این اسکالرشیپ رقابت بسیار بالایی داره و چندین مرحله مصاحبه از طریق اسکایپ انجام میشه بنابراین باید زبان انگلیسیه بسیار قوی ای داشته باشید تا از پس این مصاحبه ها بربیاین و مصاحبه ی خوبی رو داشته باشید و با صحبت کردن، طرف مقابلتون رو تحت تاثیر قرار بدید تا بتونید اسکالرشیپ رو بگیرید.

شروط شولیک اسکالرشیپ برای هر دو گروه انتخابیش چیه؟

مقدار این اسکالرشیپ ثابته مثلا میگن تا آخر دوره ی لیسانس سالی ۳۳ هزار دلار بهتون میدیم. مقدار این اسکالر شیپ برای کسایی که اقامت دائم دارن کمتر و واسه دانشجویان بین الملل بیشتر هست چون شهریه ی اونا بیشتره. این مقدار هم شهریه تون رو پوشش میده و هم یه مقدار اضافی میمونه که شما میتونید خرج خورد و خوراکتون کنید.

بسته به اینکه شما بعنوان کدوم گروه، شولیک اسکالرشیپ رو گرفتید، باید یه چیزیو طی دوره ی تحصیلتون نگه دارید. مثلا اگه شما در گروه اول هستید و دانش علمی بالایی دارید و تونستید این اسکالرشیپ رو بگیرید، باید معدلتون هرسال بالای ۳.۷ از ۴ بمونه و اگه پایین بیاد ازتون اون اسکالرشیپ رو میگیرن و دیگه بهتون نمیدن. به نوعی باید تاپ استیودنت بمونید.

اگر در گروه کارهای جانبی و خدمت به جامعه باشید و این کمک هزینه رو دریافت کنید باید معدلتون بالای ۳ بمونه و ازتون معدل خیلی بالا و عجیب غریبی نمیخوان اما هر سال باید توی انجمن های دانشجویی، فعالیت های زیاد داشته باشید نه تنها انجمن های دانشجویی حتی خارج از دانشگاه. خیلیا مثلا توی بیمارستان ها شروع میکنن و کار میکنن. از طرفی باید نقشه ی لیدر داشته باشی، مثلا باید رهبر یه انجمن دانشجویی باشی، در کل مقام های مختلفی رو باید داشته باشی که این مدیریت زمانی خیلی زیادی میخواد بخاطر اینکه واقعا سخته، من هرچقدر بگم که لیسانس خوندن تو کانادا سخته بازم کمه.

من الان که دارم دکتری میخونم، بین این سه دوره، واقعا کار لیسانس خیلی زیاده و اصلا با شب امتحان خوندن تو کانادا شما نمیتونید نمره ی خوب بگیرید. کسی که میخواد تاپ استیودنت باشه باید هر روز درس بخونه. راجع به کارهای خارج از دانشگاه، شما آخر هر سال باید یه گزارش به دانشگاه تحویل بدید و دانشگاه از مسئولین اون جاهایی که شما داوطلبانه کار کردید، نامه ی تاییدیه میخواد و در آخر یه مصاحبه باهاتون انجام میدن که این اسکالرشیپ رو برای سال بعدیه شما تمدید کنن.

توجه داشته باشید که مثلا یه روز در هفته بخواین برید کار کنید قبول نیست و باید یه مقدارزیادی رو در این زمینه فعالیت داشته باشین. من خودم چون آدمی نیستم که بخوام یه جا بشینم و فقط درس بخونم، گروه دوم رو انتخاب کردم و اینجا کار زیادی انجام دادم. تو انجمن های دانشجویی خیلی کار انجام دادم، تا سال سوم تو جاهای مختلف بیمارستان کار میکردم به طوری که تورهای علمی مختلف برای دانش آموزان دبیرستانی در بیمارستان برگزار میکردیم.

کمک هزینه برسری

این کمک هزینه رو روز اول بهتون نمیدن، مثلا اگه دانشجوی سال دوم یا سوم باشین و براتون یه مشکل مالی پیش بیاد، یه درخواست های برسری هست که شما میتونید تقاضا کنید. یه نکته ای بگم که کلمه ی بورسیه از همین کمک هزینه برسری میاد که به معنی نیاز مالی هست نه اینکه چون شما دانشجوی قوی ای هستید و ممتازید میتونید دریافت کنید واسه همین من از کلمه ی بورسیه خوشم نمیاد.

کمک هزینه برسری کانادا

به هرحال یه فرم اورژانسی داره که بهتون یه مبلغ کمی میدن که بتونین اون دوره رو رد کنید، چیزی حدود سالی ۱۰۰۰ دلاره فقط. در کل چون دوره ی لیسانس فاند نداره که حقوق بتونید بگیرید، اگه اسکالرشیپی ندارید که شهریه تون رو پوشش بده واقعا پول زیادی میخواد و با سالی ۱۰۰۰ دلار کمک هزینه از پس هزینه ها برنمیاین. در واقع شما تنها دوره ی دبیرستان رو تموم کردین و خوب کار خاصی نکردید و بلد نیستید که بخواین بابتش حقوق بگیرید، پس طبیعیه که فاند یا بورسیه ای واسه لیسانس نیست.

تا اینجا انواع اسکالرشیپ هایی که گفتم، شما میتونین از اول بگیرید. یه سری اسکالرشیپ های دیگه هم هست که شما میتونین هر سال با توجه به میزان معدلتون بگیرید مثلا میخواین برین سال دوم و یهو براتون یه ایمیل میاد که چون شما نمراتتون بالا بود این ۶۰۰۰ دلار برای تو و این مقدار خیلی پول خوبیه و میتونید نصف شهریه ی یه سالتون رو پوشش بدید اما اینکه نمراتتون بالا بمونه و دانشجوی قوی باقی بمونید، خیلی کار سختیه.

کمک هزینه برای تحصیل در کانادا در دوره ی ارشد

کمک هزینه هایی که من در ادامه میخوام بگم مربوط به رشته های علوم پایه و مهندسیه چون که رشته های علوم انسانی یا هنر و معماری کاملا متفاوته. برای رشته های علوم پایه و مهندسی تو کانادا، در مقطع ارشد امکان اینکه فاند بگیرید هست ولی شاید همه نتونن بگیرن چون که مثلا یه مدل دوره ی ارشد داریم که کورس بیسد (Course Based) هست و مثل لیسانسه یعنی شما فقط یه تعدا کورس رو میگذرونی ودر نهایت تهش یه پروژه تحقیقاتی رو انجام میدی و میری و تو این مدت هیچ حقوقی دریافت نمیکنی ولی یه مدل دوره ارشد هست که براساس تحقیقات (Research) و پایان نامه ست.

در این مدل، شما تعداد کمتری کورس میگذرونید مثلا من که این مدل ارشدرو داشتم، بیشتر از چهار کورس نیازی نبود که بگیرم ولی خوب یه پروژه ی تحقیقاتی بزرگی بود که من فول تایم روش کار میکردم و بابت همون پروژه، من از استادم فاند گرفتم.

در واقع فاند اون حقوقیه که استاد ماهانه بابت اون کاری که شما روی پروژه انجام میدین به شما میده که مقدارش ثابته یعنی اگر شما مثلا روی سه تا پروژه هم زمان کار کنید فقط بابت اون پروژه ی پایان نامه تون فاند دریافت میکنید.

کمک هزینه تحصیل در کانادا در دوره ی دکتری

فاند برای دکتری هم شبیه دوره ی ارشده ولی خوب دکتری در رشته های مهندسی و علوم پایه باید فاند کامل داشته باشن چون اصلا این جزو قوانین کانادا و آمریکا هست که دوره PHD همه فاند دارن و اگر استاد پول نداشته باشه که به شما فاند بده، دانشگاه به شما پذیرش نمیده.

کمک هزینه تحصیل در کانادا در دوره ی دکتری

برای گرفتن فاند چه موقع باید اقدام کرد؟

همون موقع پذیرش، جریان فاند هم مشخص میشه در اصل توی نامه ی پذیرش شما مینویسن که شما قراره فاند داشته باشید یا نه، قراره مقدارش چقد باشه و از چه تاریخی تا چه تاریخی باشه. توی نامه ی پذیرش همه چی واضحه.

چجوری برای فاند درخواست بدیم؟

شما وقتی به استاد ایمیل میزنید در مورد Position، میتونید بگید که من دنبال Funded Position هستم. این قضیه در مورد دوره دکتری که یه چیز معموله و خود استاد میدونه، درواقع یه پیش فرض برای دکتری هست که استاد باید فاند بده به دانشجو اما برای ارشد باید تو همون ایمیل قید کنید که من دنبال فاند هستم. در حد همین یه جمله کافیه. حالا اگه استاد فاند نداشته باشه بهتون میگه و اگه برای شما مهم نباشه و دنبال فاند نباشید، بهش جواب میدید که اشکال نداره و من با پول خودم میام.

قاعدتا تو رشته های مهندسی و پایه، فاند خیلی بیشتره و حتی رشته هایی که مربوط به سلامته، بخصوص بعد از کرونا ولی برای رشته های مدیریتی و حقوقی یه سری گزینه هایی هست که هزینه تون کمتر بشه که اصطلاحا میگن Wave میکنیم. پول و یا فاند کامل به شما نمیدن. Wave یعنی اینکه چونه میزنید.

مثلا میگید من این مبلغ رو واسه دانشگاه نمیتونم پرداخت کنم و ۳۰ درصدشو میخوام کمتر بدم چون من یه خانوم ۲۸ ساله م که این کارهارو تو دانشگاه انجام دادم و یا این مقاله رو داشتم … در اصل یه جوری سعی میکنی بگی و نشون بدی که یه برتری نسبت به بقیه داری و اگه موفق بشی، مبلغ شهریه خیلی پایینتر میشه و به اصطلاح Wave میشی.

همچنین یه سری امتیازاتی هست که در دانشگاه های کانادا به خانوما فقط داده میشه. در کل رشته های انسانی و مدیریتی از رشته های مهندسی گرون ترن. درواقع همون طور که در رشته های مهندسی میشه چونه زد و فاند گرفت، در رشته های انسانی میشه چونه زد و هزینه ها رو Wave کرد.

مقدار فاند چقده؟

مقدار فاند بستگی به دانشگاهتون داره. دانشگاه کلگری که من لیسانس و فوق لیسانسم رو در اونجا گذروندم، فاند خیلی خوبی میداد. مبلغی حدود ۲۴۰۰۰ دلار در سال واسه دانشجوهای بین الملل و ۱۴۰۰۰ دلار در سال برای دانشجوهای کانادایی.

بیشتر بخوانید: رشته حقوق در کانادا

در اصل به دانشجوهای اینترنشنال یه مقداری بیشتر میدن که اختلاف شهریه هم پوشش بده ولی فاند دانشگاه مک گیل که الان دارم دکتری رو در اون میگذرونم، خیلی کمه، مثلا برای دانشجوهای کانادایی مبلغ ۱۶۰۰۰ دلار فقط فاند میدن که مبلغ خیلی کمی هست.

اسکالرشیپ

شما چه فاند داشته باشی و چه نداشته باشی، میتونی واسه اسکالرشیپ های مختلف اپلای کنی. حالا شرط بعضی از اسکالرشیپ ها اینه که شما حتما باید اقامت دائم کانادا رو داشته باشی تا بتونی براش اپلای کنی، بعضیا هم شرطی نداره و برای همه باز هست که فقط دو سه تا از اسکالرشیپ ها برای کانادایی ها هست و بقیه بازه.

اسکالرشیپ کانادا

در ادامه به چند اسکالرشیپ بزرگ اشاره کردیم:

اسکالرشیپ ونیر (Vanier Scholarship)

این اسکالرشیپ مقدارش خیلی زیاده و سالی ۵۵۰۰۰ دلار هست که اگه شما این اسکالرشیپ رو بگیرید دیگه فاند و کمک هزینه های دیگه نمیگیرید و تنها حقوقتون همینه. خوبیه اسکالرشیپ اینه که بدون مالیاته یعنی کلش برای خودتون واریز میشه و تا اونجایی که من میدونم اگه ونیر بگیرید حتی شهریه تون هم Wave میشه ولی رقابتش خیلی بالاست به طوریکه تو کل رشته های علوم پایه و مهندسی فقط به حدودا ۵۰ نفر میدن.

اسکالرشیپ انسرک(NSERC)، (CIHR) و شرک(SHERK)

این سه اسکالرشیپ مخصوص کسانیه که اقامت دائم کانادا رو دارن که البته برای شاخه های مختلف هم هستن. NSERC برای بچه های علوم پایه و مهندسیه، SHERK برای علوم اجتماعی و علوم انسانیه و CIHR برای کسانیه که تو شاخه ی درمانی هستن مثل پرستاری و حتی کسانی که در شاخه ی بیو فعالیت دارن مثلا در آزمایشگاه روی سرطان کار میکنن.

به جز این سه تا اسکالرشیپ که رقابتش کشوریه و برای کانادایی ها هست، خود دانشگاه ها هم یه سری اسکالرشیپ دارن که مقدارش کمتره ولی باز پول قابل توجهیه. مثلا دانشگاه کلگری هر سال در ماه های ژانویه و می دوره ی اسکالرشیپ داره. درواقع دانشگاه کلگری یکی از دانشگاه های خیلی پولدار کاناداست و هر سال یه اپلیکیشن بیرون میده که شما کافیه یک بار اپلای کنی و برای صدها اسکالرشیپ همزمان شمارو در نظر بگیرن و هرچندتاش که ببینن به شما میخوره رو بهتون میدن.

یعنی ممکنه یه سال شما ۱۲۰۰۰ دلار اسکالرشیپ بگیری، سال بعد ۲۰۰۰۰ دلار اسکالرشیپ بگیری و سال بعدش ۵۰۰۰ دلار بگیری. یعنی خیلی مقدار خوبیه که هر سال آدم کمک هزینه بگیره. چون هم فاند خوبی میده و هم این اسکالرشیپ ها هست، بین بچه های کلگری من هیچ کسی رو ندیدم که مشکل مالی داشته باشه.

در دانشگاه مک گیل یه اسکالرشیپ و جایزه ای هست به اسم میدا(MIDA)، این جایزه رو باید همون موقع که میخواین پذیرش بگیرید واسش اپلای کنید که اگه بگیرید فاند شما بجای ۱۶۰۰۰ دلار میشه ۲۴۰۰۰ دلار که برای کسانیه که کانادایی هستن و برای غیر کانادایی مبلغش ۳۶۰۰۰ دلاره تا بتونن شهریه رو پوشش بدن.

این نکته رو بگم که تمام این اسکالرشیپ ها توی سایت دانشگاه ها هستن و میتونید اونجا انواعش رو پیدا کنید و بطور کامل مدت زمان و مقدار هر اسکالرشیپ و شرایط دریافتش رو توضییح داده.

TA شدن

TA شدن یعنی شما توی تدریس یه سری از کلاس ها دستیار استاد میشید مثلا تو کلاس های حل تمرین، برگزاری ساعت های آزمایشگاه، برگه تصحیح کردن و رفع اشکال به استاد کمک میکنید. TA چون یه شغل جدا هست، درواقع باید براش اپلای کنید که بتونید بگیرید و مثل این میمونه که شما بخواین در کنار درس خوندن یه کار کوچیکی هم انجام بدین بنابراین وقتی اپلای میکنید شما به استخدام دانشگاه در میاین و چون شغل هست، شما باید مالیات هم بدین.

با توجه به این که کدوم استان هستین، میزان مالیات متفاوته و با توجه به این که کدوم دانشگاه هم هستین، تعداد ساعتی که باید بعنوان TA کار کنید و حقوق ساعتی شما تفاوت داره.

برای مثال در دانشگاه کلگری یه دانشجو میتونست برای یک ترم ۵۱ ساعت TA کنه و ساعتی ۵۰ دلار میدادن که میشد ترمی ۲۵۰۰ دلار ولی دانشگاه مک گیل متفاوته و TAها معمولا ۱۰۰ ساعته هستن و ساعتی ۲۹ دلاره.

RA شدن

در بعضی از رشته ها استاد در قبال کار کردن شما روی پروژه ش به شما حقوق میده که به این نوع کار میگن RA.

آیا میزان سن برای پذیرش در مقطع ارشد و دکتری مهمه؟

سن برای پذیرش در مقطع ارشد و دکتری مهم نیست اما اگه سنتون بالا باشه طبق سیاست های کشور کانادا چون نیروی جوون به حساب نمیاین، بهتون ویزا نمیدن. برای ارشد تا سن ۳۶ و برای دکترا تا ۴۰ و خورده ای سال تقریبا ویزا میدن.

متوسط هزینه ی زندگیت چقدره؟

هزینه ی زندگی خیلی به شهری که دارین میرین بستگی داره مثلا در کلگری هزینه های زندگی در حدی بود که اگه شما فاند داشته باشید میتونید راحت از پسش بربیاین. من کسانی رو میشناسم که مجرد بودن و میتونستن از طریق همین فاند اونقدری پول جمع کنن که واسه خونوادشون هم پول بفرستن.

مثلا اگه مجرد باشین و بخواین همخونه داشته باشین، برای اجاره ی یه خونه ماهی ۶۰۰ دلار و با خورد و خوراک بیشتر از ماهی ۱۰۰۰ دلار هزینه ی یه نفر تو کلگری نمیشه. ولی خوب طبق فاندی که شما داری میگیری نزدیک به ۱۶۰۰۰ دلار بعد از اینکه شهریه تون رو دادید میاد به حسابتون و این وسط تو میتونی ۵۰۰۰ دلار پول راحت پس انداز کنی.

متوسط هزینه ی زندگیت چقدره؟

اما در مک گیل مونترال اگه شما فقط فاند ۱۶۰۰۰ دلار رو داشته باشید واقعا کمه و خیلی سخته با این مبلغ زندگی کردن، اگه MIDA رو بگیرین میتونین از پسش بربیاین ولی پولی نمیتونین پس انداز کنین. در همه ی این شرایط وقتی شما اسکالرشیپ اضافه تری بگیرید، این اسکالرشیپ خیلی به کیفیت زندگیتون میتونه کمک کنه‌.

یه نکته‌ی خوبی که اینجا هست اینه که خود دانشگاه ها واسه این اسکالرشیپ ها خیلی تبلیغ میکنن وحتی اساتید هم دانشجوها رو از این اسکالرشیپ ها آگاه میکنن و دانشجوها رو تشویق به گرفتن اسکالرشیپ میکنن چرا که واسه خود استاد وجهه ی خوبی داره که دانشجوش اسکالرشیپ گرفته و خود اساتید یه معرفی نامه ی خیلی خوب و قوی واسه دانشجو مینویسن تا بتونه راحت تر اون اسکالرشیپ رو دریافت کنه.

۳ بخش مهم برای دریافت اسکالرشیپ

  •  بخش آکادمیک که مربوط به نمرات و معدلتون میشه.
  • بخش تحقیقات که باید Proposal خیلی خوب و مقاله هایی داشته باشید که چاپ کردید.
  • بخش لیدرشیپ و تیم ورک که بحث فعال بودن در انجمن های دانشجویی و رهبر بودن در پروژه های مختلف و اینجور کارها کردن خیلی مهمه و امتیاز داره.

من خودم همیشه برای بخش لیدرشیپ و تیم ورک امتیاز کامل رو میگرفتم و برای بخش معدل امتیازم کامل نمیشد. چون که در کانادا اصلا نداریم کسی رو که معدل ۴ از ۴ بگیره و خیلی سخته.

در کل سعی کردم بصورت خلاصه و مفید در مورد همه ی اسکالرشیپ ها و فاندها و کمک هزینه ها مطالبی رو بگم که امیدوارم بدردتون خورده باشه و ازش استفاده کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا