همه چیز درباره کانادا

بدترین ویژگی‌های کانادا که باید قبل از مهاجرت بدانید!

اینجا تجربه های واقعی و قوانین مهاجرتی که به شما کمک می کنه تا دید واقعی تری به مهاجرت پیدا کنید رو گردآوری کردیم. این مطلب بطور قطع آگاهی شما رو بالا می بره اما یادتون باشه موقعی که تصمیم نهایی رو گرفتید، برای ادامه مسیر نیاز به کمک بیشتری دارید تا تجربه منحصر بفرد خودتون رو بسازید.

دقیقا دو سال پیش وارد خاک کانادا شدم و توی این مدتی که طی اون کارکردم، درس خوندم و زندگی کردم، فکر می کنم زمان خوبی باشه تا بعضی چیزها که در رابطه با زندگی توی کانادا دوست ندارم رو با شما در میان بزارم. قبل از هر چیزی فکر می کنم خیلی از مواردی که برای من جز بدترین ویژگی های کانادا است، شاید به چشم کسی که سال‌های زیادی تو این کشور زندگی می کنه، جز موارد بد نباشه یا بهشون عادت کرده باشه. پس این مطلب از مجله استارت ویزا بیشتر به کار اونهایی میاد که قصد مهاجرت به کانادا رو دارند.

اگه قصد مهاجرت به کانادا رو دارین این ویدیو رو از دست ندین! چون قبل از مهاجرت باید از معایب و ویژگی های اون کشور با خبر باشید.

 

هوای سرد کانادا

نکته اولی که توی کانادا، من و همه ی آدمای جدیدی که به این کشور میان رو اذیت می کنه، هوای سرد اینجاست. سرما به خودی خودش شاید خیلی آزاردهنده نباشه ولی سرمای کانادا ترکیبی از سرما، سوز، باد، آفتاب شدید و یک دفعه برف های سنگین است که به اینا باید رفتار مردم توی این هوای سرد رو هم اضافه کنید. شما فرض کنید هوا به حدی سرده که حس می کنید داره استخواناتون میترکه، باد شدیدم داره میاد و توی همون حالت هوا هم کاملا آفتابی است. این هوای سرد که با آفتاب ترکیب میشه، شما از یه طرف سردتون میشه و از طرف دیگه صورتتون از این آفتاب میسوزه. حالا به این موارد وزش بادم که اضافه کنید، خودتون می‌تونید میزان فاجعه رو تصور کنید.

در کنار این اوضاع بد هوا، مردم هم توی زمستون، انگار توی خواب زمستونی به سر میبرند. مثلا مغازه ها ساعت ۴، ۵ بعد از ظهر تعطیل می کنند. متاسفانه زمستون‌های کانادا خیلی هم طولانی هستند. یکی دو ماه اول، احتمالا از برف بازی و اسکی و اینجور تفریحات لذت می برید ولی بعد از ۳، ۴ ماه با وجود اینکه شهرداری کانادا نمیزاره معابر اصلی از برف بند بیاد، ولی تمام پیاده روها پر از برف و گل میشه و این قضیه کار رو برای رفت و آمد خیلی سخت می کنه. خلاصه زمستون های کانادا لج هر کسی رو در میاره.

ماشینی بودن زندگی و تمرکز زیاد روی شرکت‌ها

از بدترین ویژگی‌های کانادا که به مرور زمان بیشتر هم به چشم میاد، ماشینی بودن زندگی و تمرکز زیاد روی شرکت ها (Corporation) است. این قضیه توی کشور هایی مثل آمریکا و کانادا، حتی از کشورهای اروپایی هم بیشتر حس میشه. تو کانادا همه چیز براساس کارایی طراحی شده و براساس زیبایی های بصری و لذت شما نیست. مثلا اگه شما بخواید یک پیچ بخرید، باید ۱۰ دقیقه رانندگی کنید تا به ردیف مغازه های پیچ و مهره فروشی برسید و از اونجا تهیه کنید. توی کانادا شما بقالی یا سوپر مارکت های کوچیک به ندرت می بینید و برای خرید مواد غذایی باید به فروشگاه های بزرگی مثل وال مارت برید. منظور اینه که برای خرید هر چیزی، باید به محل یا صنف مخصوص اون جنس برید.

مغازه های صنعتی کنار همدیگه قرار دارند، مرکز شهر یک سری برج های بلند داره و بعد از اینا خانه ها به صورت دقیق، پشت همدیگه قرار دارند و انگار همه چی مثل یک خط کشی از هم جدا شده. این موضوع اولش برای آدم خیلی جلب توجه می کنه و از این نظم لذت میبره ولی بعد از یک مدت ماشینی بودن زندگی رو حس می کنید و اون احساس راحتی دیگه بهتون دست نمیده . همین ماشینی بودن روند کارهای روزمره، باعث میشه که احساس کنید روابط بین آدم ها هم خیلی انسانی نیست و به مرور زمان ممکنه این قضیه توی روحیه تون تاثیر منفی بزاره.

بیشتر بخوانید: خوبی ها و بدی های مهاجرت به کانادا

مدل خانه‌های کانادایی

یکی از بدترین ویژگی های کانادا، مدل خانه ها توی این کشور است و من واقعا با این قضیه مشکل دارم. اولا که خیلی با مدل خانه های ایرانی فرق داره و خانه هاش خیلی قدیمیه. مثلا توی ایران، خانه های بالای ۳۰ سال رو می کوبند و از نو میسازند ولی توی کانادا حتی خانه های با ۷۰ سال قدمت رو بازسازی می کنند. خیلی از خانه های کانادایی کوچک هستند و امکانات اولیه رو ندارند. مثلا ماشین لباس شویی توی واحدها نیست و یک اتاق مخصوص توی ساختمان برای شتسشوی لباس وجود داره که برای همه همسایه ها مشاع است.

توی ایران ما یک سری حداقل ها رو در رابطه با خانه رعایت می کنیم، مثلا راهروها و محیط های ساختمان به صورت ماهیانه تمیز میشه، به کف و سقف خانه ها میرسند و شیک بودن خانه برامون اهمیت داره. ولی توی کانادا خیلی به تمیزی و شیک بودن خانه ها اهمیت نمی دهند و حتی اگه شما اعتراضی کنید، به دید اونها عجیب میاد.

البته خانه های جدید کانادا اوضاع بهتری دارند ولی اونها هم یک سری برج های بلند ۴۰،۵۰ طبقه ای هستند که نزدیک به هزار نفر توی اونها زندگی می کنند که این هم مشکلات مخصوص به خودشو داره. در مجموع بیشتر خانه های کانادایی قدیمی هستند و زندگی توی اونها برای یک ایرانی آسان نیست.

بدترین ویژگی های کانادا

مالیات کشور کانادا

مالیات توی کانادا بحث پیچیده ای داره که سعی می کنم با یک مثال ساده براتون توضیح بدم.

فرض کنید شما برای شرکتی کار می کنید، توی این حالت شما یا کارمند یا از سهام دارای شرکت هستید که به عنوان کارمند هم ممکنه مدیر یا یک کارمند ساده باشید. اون شرکت هدفش پول درآوردن و سود ساختن است که باید از اون سود مالیات هم بده. باید بهتون بگم که توی کانادا، مالیات شرکتی خیلی بالا است و گاهی یک شرکت تا ۴۰ درصد از سودش رو باید مالیات بده. بعد از اینکه شرکت مالیاتو پرداخت کرد، به شما که یا سهام دار یا کارمند اون هستید، حقوق یا درصد مشخصی از سود رو میده. دوباره قبل از اینکه حقوق یا درصد سود به دست شما برسه، مالیات اون مبلغ براساس میزان پول کم میشه. اگه سهام دار باشید، هر سودی که توی طول سال به شما تعلق می گیره رو باید به لیست درآمدهاتون اضافه کنید و آخر سال مالیات اون رو هم بپردازید.

اینجوری بگم که اگه زیر ۱۰۰ هزار دلار درآمد داشته باشید، حدودا یک سوم از حقوقتون رو باید برای مالیات بدید. بعد از اینکه مالیات از حقوقتون کم شد و پول به دستتون رسید و با اون پول قصد خرید مواد غذایی رو دارید ، باید مالیات ارزش افزوده کالا رو هم بپردازید. این قضیه توی کشورهای آمریکا و کانادا وجود داره و قیمتی که روی محصولات زده شده، بدون محاسبه ارزش افزوده اونها است. توی استان محل زندگی من یعنی اتاوا، به هر جنسی ۱۳ درصد مالیات ارزش افزوده تعلق می گیره و این یعنی جنسی که قبل از محاسبه مالیات ۱۰۰ دلار قیمت داره، ۱۳ دلار هم ارزش افزوده بهش تعلق میگیره و شما در مجموع باید ۱۱۳ دلار پرداخت کنید.
تازه اوضاع از این بدترم میشه. شما وقتی به یک رستوران میرید، جدا از پول غذا و مالیات ارزش افزوده ای که باید پرداخت کنید، چیزی بین ۲۰ تا ۲۵ درصد از پول غذاتون رو هم باید به عنوان انعام به پیش خدمت بدید. به همه اینا یک هزینه سرویس هم که اضافه کنید، تقریبا باید دوبرابر پول اولیه غذاتون رو پرداخت کنید.
شاید خیلی از نکاتی که اینجا گفتم، توی مبالغ کوچیک به چشم نیاد ولی وقتی مسائل بزرگ تر مثل مالیات خرید و فروش خانه، مالیات سالیانه داشتن خانه ، مالیات خرید و فروش ماشین و مالیات سالیانه داشتن ماشین رو اضافه کنید، متوجه بزرگی این رقم میشید.

هزینه‌های زندگی توی کانادا

وقتی به هزینه های زندگی توی کانادا اشاره می کنم، منظورم گرانی زندگی توی این کشور نیست. اتفاقا خرید اجناس و وسایلی مثل گوشی یا لپ تاپ، به نسبت حقوق شما ارزون در میاد ولی چیزی که زندگی توی کانادا رو گرون میکنه، هزینه مربوط به خدمات است. یعنی همون گوشی موبایل یا لپ تاپی که با هزینه مقرون به صرفه ای خریدید، اگه خدایی نکرده مشکلی پیدا کنند، ممکنه هزینه تعمیرش که جز خدمات به حساب میاد، بیشتر از قیمت خریدش بشه. خدمات تقریبا شامل همه چی میشه، مثلا توی بحث تغذیه، شما وقتی به یک رستوران یا کافه میرید، سرویسی که از اون محل می گیرید جز خدمات به حساب میاد.
بحث برابری اجتماعی که توی کانادا وجود داره، باعث میشه که بعضی اوقات حتی یک کارگر هم از یک مهندس درآمد بیشتری داشته باشه. به طور مثال یک کارمند اداره احتمالا ساعتی بین ۴۰ تا ۴۵ دلار درآمد داره ولی یک تعمیرکار که به خانه مردم میره، بین ساعتی ۱۰۰ تا ۱۱۰ دلار درآمد داره. این نشون میده که دولت کانادا به بخش خدمات توجه ویژه ای داره و استفاده از این خدمات ارزون نیست. به همین خاطر است که هزینه های زندگی توی کانادا، بخصوص هزینه های خدماتی نسبتا زیاد، جزء بدترین ویژگی های کانادا محسوب میشه.

بیشتر بخوانید: تجربه روزهای اول مهاجرت به کانادا

غذاها و میوه‌های کانادایی

شاید باور نکنید ولی کشور کانادا غذای خاصی نداره و از هر کسی بپرسید غذای کانادایی چیه؟ هیچ جوابی بهتون نمیده. فقط به عنوان غذای ملیشون یک غذایی به اسم پوتین دارند که دقیقا همون سیب زمینی و پنیریه که ما تو ایران می خوریم. اکثر غذایی هم که درست می کنند بر پایه گوشت است و با طعم دهنده‌ها یکم بهشون مزه می دهند و خبری از اون رنگ و لعاب و طعم ناب غذاهای ایرانی نیست. برای همین اکثر ایرانی هایی که توی کانادا زندگی می کنند، دلشون برای غذاهای ایرانی تنگ میشه.

به غیر از بحث غذا، میوه ها هم توی کانادا، اون شادابی و طعم میوه های ایران رو ندارند. کانادا چون هوای سردی داره، صنعت کشاورزی قدرتمندی نداره و اکثر میوه ها توی این کشور وارداتی هستند. میوه‌های وارداتی هم که یا پرورشی یا مصنوعی هستند یا به خاطر نگهدارنده های زیادی که به اونا میزنند، طعم دلچسبی ندارند. اگه هم دنبال میوه های طبیعی و ارگانیک باشید، باید هزینه بسیار بالایی پرداخت کنید.

بعلاوه اینجا معضل نان هم داریم و شما به ندرت توی کانادا یک نانوایی پیدا می کنید، به همین دلیل نان تازه هم توی کانادا به سختی گیرتون میاد. پیدا کردن نان ایرانی هم توی کانادا آسون نیست و فقط توی شهر تورنتو ۲،۳ تا نانوایی ایرانی وجود داره. در مجموع برای ما ایرانی ها که به غذاها، میوه‌ها و نان‌های خوش طعم و تازه عادت داریم، گاهی زندگی توی کانادا به شدت عذاب آور میشه.

ویژگی های خوب بیشمار کانادا باعث شده که من برای ادامه زندگی این کشور رو انتخاب کنم ولی مثل هر کشور دیگه‌ای، کانادا هم یک سری ویژگی‌های بد داره که بهتر است قبل از مهاجرت به این کشور با اونها آشنایی پیدا کنید. به همین دلیل، من توی این مطلب سعی کردم بدترین ویژگی های کانادا که توی این ۲ سال زندگی باهاشون مواجه شدم رو با شما به اشتراک بزارم. خوشحال میشیم که نظرات خودتون رو با ما به اشتراک بزارید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا